على اصغر حلبى
271
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
است . وى در تفسير كبير ، سياست را بر چهار قسم تقسيم مىكند : 1 - سياست ملّاكان ( كسانى كه زياد ملك دارند ) . 2 - سياست ملوك 3 - سياست ملائكه 4 - سياست ملك الملوك ( پادشاه پادشاهان يعنى خدا ) اما سياست پادشاهان از مالكان قوىتر است زيرا اگر جهانى از مالكان گرد هم آيند با يك پادشاه مقاومت نمىتوانند و ليكن سياست فرشتگان از پادشاهان برتر است زيرا جهانى از پادشاهان بزرگ نمىتوانند سياست يك فرشته را دفع كنند و اما سياست ملك الملوك برتر از سياست فرشتگان است و اين نكته را از آيات متعدد قرآن استنباط مىتوان كرد . مثلا در سوره نبأ ، 78 / آيهء 38 مىگويد : « روزى كه روح الامين ( جبرئيل ) و فرشتگان صف كشيده برمىخيزند هيچكس سخن نمىتواند بگويد مگر كسى كه خدا به او اجازه دهد و سخن راست بگويد . » و بازمىگويد : « در آن روز كيست كه در پيشگاه خدا شفاعت كند مگر براى كسى كه خدا از وى خشنود باشد » . « انبياء 21 / آيه 21 » آنگاه امام فخر به نصيحت دست مىزند و مىگويد : اى ملوك دنيا به آنچه از مال و پادشاهى داريد مغرور مشويد زيرا روز قيامت در چنبرهء قدرت الهى اسيريد و اى رعيّت وقتى از سياست پادشاه مىترسيد چرا از سياست شاه شاهان كه مالك روز جزاست نمىترسيد . « 1 » امام فخر در آثار گوناگون خود به نحوى به سياست پرداخته اما كتاب مستقلى دربارهء سياست ننوشته و روى هم رفته با اينكه به دربار سلاطين راه داشته و از امكانات دربار استفاده هم كرده ، با اين همه نسبت به آنها نظر خوشى نداشته است . چنان كه در تفسير آيهء معروف « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . . » ( نساء ، 4 / آيهء 59 ) ، « أُولِي الْأَمْرِ » را بر خلاف بسيارى از علماى اهل سنّت و شافعيان ، سلاطين ندانسته بلكه گفته است : مراد از اين تعبير در آيه ، علماى دين است نه سلاطين لذا بر پادشاهان واجب است كه از علماء اطاعت كنند . « 2 »
--> ( 1 ) . تفسير ، 1 / 283 ، مصر ، به اهتمام محمد محيى الدّين عبد الحميد . ( 2 ) . همانجا ، 2 / 172 .