على اصغر حلبى

272

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

امام فخر در يكى از آثار خويش كه به فارسى نوشته به نام جامع العلوم يا ستّينى ( - حاوى خلاصهء 60 علم ) ، دو باب را به سياست مخصوص ساخته ، باب 56 كه « السياسات » ناميده ، و باب 60 كه « آداب الملوك » ناميده ، و كتاب را بر آن ختم كرده است . باب 56 كه آن را « علم السياسات » خوانده ، خود داراى نه ( 9 ) اصل است : اصل اول در بيان اقسام حرفه‌هاست و صنعت‌ها ، وى مىگويد : چهار صنعت هست كه براى فراهم ساختن و سامان بخشيدن به معيشت آدمى ضرورى است « و كار آدمى بدون آن منتظم نمىشود اول زراعت است تا كار طعام بدان راست شود ؛ دوم [ حياكت ] يا بافندگى است تا كار جامه بدان راست شود ؛ سوم بنّائى است تا كار مسكن بدان راست شود ؛ چهارم سياست تا كار مردم بدان منظوم شود ، زيرا كه يك آدمى ممكن نيست كه به همگى مصالح خود قيام تواند كرد بلكه يكى زراعت كند و دوم حياكت ، . . . و به مجموع همه كار تمام گردد . و از اينجا گفته‌اند كه انّ الانسان مدنى بالطبع ، و چون كار آدمى جز به اختلاط تمام نشود ، و اختلاط سبب آن باشد كه هر يكى بر آن ديگرى ظلم و تعدى كند پس به ضرورت شخصى بايد كه به واسطهء سياست او مردمان بر يك ديگر ظلم نكنند . پس معلوم شد كه پادشاه ، خليفهء خداست » . « 1 » امام فخر پس از بيان اينكه پادشاه خليفهء خداست ، در اصل دوم بيان مىدارد كه اجتماع نيز همانند وجود آدمىزاده است . و اين همان « نظريّهء انداموارى اجتماع » است كه بسيارى از فيلسوفان سياسى اسلام - از جمله فارابى ، از افلاطون و ارسطو اقتباس كرده‌اند . امام فخر در اين باره مىنويسد : « حكما گفته‌اند الانسان عالم صغير و العالم انسان كبير يعنى آدمى عالمى كوچك است و عالم آدمى بزرگ است » آنگاه مىگويد همچنان كه اعضاى رئيسه در تن چهار است دل ، دماغ ، جگر و اعضاى تناسل ؛ همچنين اصول حرفت‌ها در عالم چهار است و همچنانكه هر يك از آن عضوهاى رئيسه را خادمان‌اند چنان كه معده جگر را ، و شش و شريانات دل را ، . . . همين طور اين حرفت اصلى را خادمان‌اند . . . ، و چنان كه عضو رئيس مطلق دل است ، همچنان حرفت رئيس مطلق سياست است » . اصل سوم در مراتب سياست است . و در بيان آن مىگويد : تأثير سياست يا بر ظاهر پيدا شود يا بر باطن ، يا بر هر دو . آنچه بر ظاهر پيدا شود سياست پادشاهان و نايبان ايشان است ؛ و آنچه بر باطن پيدا شود سياست عالمان است زيرا ايشان عقيده‌هاى درست را

--> ( 1 ) . جامع العلوم ، 204 - 206 ، 216 - 220 ، هند 1322 ه . ق .