على اصغر حلبى
269
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
تفسير به منقول تجديد نظر كنند به نيكى محسوس شد . مثلا رشيد رضا ( وفات ، 1354 ه . ق . ) كه خود حنبلى و از طرفداران ابن تيميّه بود ، در تفسير خود المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده است . همين طور طنطاوى ( وفات ، 1358 ه . ق . ) در تفسير بزرگ خود الجواهر ، قرآن مجيد را به همان شيوهء امام فخر تفسير كرده است . و به همين دليل يكى از پژوهشگران جديد تفسير قرآن مجيد گفته است « تا آنجا كه مبادى و معانى مندرج در قرآن مورد نظر باشد ، رازى بىنظير است . شيوههايى كه رازى در پيش گرفته ، جديد و جرئتآميز است ، و تفسيرهايى كه در المنار و تفاسير جديد ديگر به چشم خورد ، قبلا توسّط رازى به آنها اشاره شده است . » « 1 » برخى گفتهاند كه تفسير امام ناتمام مانده بود ، و توسّط شاگرد او شمس الدين احمد بن خليل خوئى ( وفات ، 639 ه . ق . ) و نيز نجم الدّين احمد بن محمّد قمولى ( وفات ، 777 ه . ق . ) تكميل شده است . « 2 » با نظر كردن در تفسير كبير نيز ( به ويژه از مجلد 27 به بعد از چاپ محمّد محيى الدّين ) صحّت اين قول كم و بيش ثابت مىگردد . هر چند ، مخالفان رازى ، به ويژه در شيوهء تفسير به معقول ، كم نبودهاند ، و از برخى جهات حقّ به دست آنهاست ؛ امّا اين حقيقت را نيز نمىتوان ناديده انگاشت كه امام در تفسير خود در بيان مطالب دينى و تلفيق آنها با احاديث نبوى هنر را به حدّ اعجاز رسانيده ، و گذشته از اين كه مطالب را در نهايت جزالت نوشته سادگى بيان و سهولت تعبير را هم رها نكرده ، و هركجا كه لازم ديده يك مطلب را چندين بار تكرار كرده است ، زيرا به نظر او « تكرار مطلب مايهء جايگزينى مطلب در ذهن خواننده مىگردد » . « 3 » همين طور ، براى بيان يك مفهوم از الفاظ مختلف سود جسته است و آن را موجب فصاحت دانسته . « 4 » از خلقيّات علمى امام فخر اين بود كه گفتههاى پيشينيان را انتقاد مىكرد ، و هر مسألهيى را كه از آن بزرگان مطرح مىكرد بر آن خرده مىگرفت . و هر چند در ايراد و اعتراض كوشا بود ، به اثبات چندان علاقهيى نداشت ، و به همين جهت مشهور شده بود كه مىگفتند « اعتراضات امام نقد و پاسخهاى او نسيه است ! » « 5 » و از بس كه تشكيك و
--> ( 1 ) . J . Jomiel , Quelques Positions actuelles del ' exegese Coranique en Egypet revelees par ume polemique recente , in MIDEO , 1 ( 1945 ) , 51 . ( 2 ) . حاجى خليفه ، كشف الظنون 2 / 477 . اسدى ، تقى الدّين ، طبقات النحاة و اللغوييّن ، 216 ، تحقيق دكتر محسن عياض ، نجف ، 4 - 1973 كه گويد : « وصل فيه الى الروم او العنكبوت ، و اكمله شمس الدين الخوئىّ . » ( 3 ) . رازى ، امام فخر ، تفسير كبير ، 25 / 98 « التكرير يفيد التقرير فى الذهن » . ( 4 ) . همانجا . 19 / 132 « الاختلاف فى اللّفظ ادلّ على الفصاحة . » ( 5 ) . محدّث قمّى ، هديّة الاحباب ، 229 ، امير كبير ، 1363 ه . ش . : « و كان يعاب بايراد الشّبه الشديدة و -