على اصغر حلبى

264

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

دينى با يكديگر گلاويز شده بودند ، و كيش‌ها تعدد يافته و بدعتها زياد شده بود و در نتيجه ، ايمان در نفوس مردم تزلزل پذيرفته بود . در چنين زمانى متكلمان به يارى دين و سنّت ، قيام و از آن محارست كردند و شيوه‌يى به كار بردند كه با آن تناقضات دشمنان دين را آشكار مىساختند و شبهات آنان را سست مىكردند . « 1 » بدين وسيله او به فضل متكلمان و اهمّيّت آنان در ردّ و نقض مبتدعان اعتراف مىكند . امّا بر متكلمان چند نكتهء مهم مىگيرد . نخست اينكه : اين « اهل رأى و نظر » در مباحث خود از جواهر و اعراض سخن مىگويند ، و براى دفاع از شريعت و سنّت روشهاى دشمنان خود را مىگيرند و به مقدّمات منطقى اعتماد مىكنند ، در حالى كه طبيعت اين روشها و مقدّمات آنها ، با طبيعت دين متناقض است و از ادراك حقيقت ايمان عاجز ؛ دوّم اينكه : گفت‌وگوهاى اين گروه اختلافات موجود در ميان مؤمنان را بر طرف نمىسازد ، از اين روى بايد در محدودهء خاصّى منحصر بماند . و از همه مهم‌تر بايد عوام را از علم كلام بازدارند ، و اگر اين گروه از معنى « يد » و « فوق » و « استواء بر عرش » بپرسند ، حتّى بايد آنها را تازيانه زد ، چنان كه عمر با هركس كه از آيات متشابه مىپرسيد چنين رفتار مىكرد . « 2 » براى آگاهى بيشتر ، از انديشه‌هاى كلامى غزّالى ، خوانندگان گرامى به « مقدّمهء » تهافت الفلاسفه ترجمهء نگارنده بنگرند . 47 . شهرستانى ( وفات ، 549 ه . ق . ) ابو الفتح محمد بن عبد الكريم بن احمد شهرستانى متكلم معروف به سال 468 ه . ق . ، در شهرستانه يا شهرستان از مضافات خراسان متولد شد ، و در سال 549 ه . ق . درگذشت . فقه را در نيشابور پيش احمد خوافى ( وفات ، 500 ه . ق . ) ، اصول را پيش ابو نصر قشيرى ( وفات ، 514 ه . ق . ) فرزند خواجه ابو القاسم قشيرى عارف معروف ، صاحب الرّسالة القشريّة فرا گرفت و علم كلام را پيش ابو القاسم انصارى ( - شمارهء 44 ) خواند ، و براى استماع حديث نزد ابو الحسن على بن احمد مداينى و غير او رفت . « 3 » مسافرتهاى بسيار كرد ، و از جمله به خوارزم رفت و مدّتى در آنجا اقامت گزيد ، و در سال 501 به عزم حج از خوارزم بيرون آمد ، و پس از گزاردن حج به بغداد مسافرت كرد ، و

--> ( 1 ) . المنتقذ من الضلال ، 47 ، محمّد محمّد جابر . ( 2 ) . غزّالى ، إلجام العوامّ عن العلم الكلام ، 13 - 14 ، حاشيهء الانسان الكامل ، عبد الكريم گيلانى ، قاهره ، 1958 . ( 3 ) . سبكى ، طبقات ، 6 / 129 - 130 .