على اصغر حلبى

258

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

1 . النهاية فى الفقه ( يا النهاية فى مجرّد الفقه و الفتاوى ) . كه در قديم جزو كتب درسى طلّاب شيعه بوده است . اين كتاب نظر به اهمّيّتى كه داشته به فارسى هم ترجمه شده است ، و مشتمل است بر ابواب مسائل فرعى فقه . برخى از دانشمندان بر شيخ طعن كرده‌اند كه او در ساير كتاب‌هاى خود مجتهد صرف است ، ولى در نهايه اخبارى « 1 » شده است . ولى محقّقان فقه شيعه گفته‌اند « اين سخن ناصواب است ، زيرا شيخ در ساير كتابهاى خود به شيوهء اجتهاد پيش رفته ، ولى در نهايه فتاوى خود را به عبارت روايات نوشته است ، و مسائلى را كه روايتى معتبر دربارهء آن‌ها نيافته . مسكوت عنه رها كرده و متعرّض آن‌ها نشده است . » 2 . المبسوط ، شيخ طوسى با نوشتن اين كتاب فقه شيعه را وارد مرحلهء جديدى كرده است ، و در عصر وى اين كتاب مشروح‌ترين كتاب فقه شيعه بوده است . 3 . تهذيب الاحكام كه مشتمل بر مباحث فقهى از طهارت تا ديات است ، و آن در حقيقت شرح المقنعة شيخ مفيد ( فت ، 413 ه . ق . ) است . و شيخ طوسى آن را به اشارت استادش در 393 باب پرداخته است . در اين كتاب 590 / 13 حديث گرد آورده كه همهء فروع دين را در بر مىگيرد . در تهران در دو مجلد چاپ شده است . اين كتاب از استبصار مبسوطتر است . 4 . الاستبصار ( فى ما اختلف فيه من الاخبار ) كه در سه مجلّد است . مجلّدات اوّل و دوّم در عبادات است ، و مجلّد سوم از معاملات و جز آن بحث مىكند . اين سه جزء ، مشتمل بر 915 باب و 511 / 5 حديث است . مؤلّف در اين كتاب اخبار مورد اختلاف را گرد آورده است . روش او اين است كه نخست اخبار مورد اعتماد خود را در هر باب با فتوى ذكر مىكند ، و پس از آن اخبار مخالف و معارض را مىآورد ، و به جمع و تأويل ميان آن‌ها مىپردازد . استبصار در هند و ايران بچاپ رسيده ، و بيش از بيست شرح و حاشيه بر آن نوشته شده است كه از آن جمله است شرح شهيد ثانى ، شرح قاضى نور اللّه شوشترى ( 956 - 1019 ه . ق . ) ، شرح مير سيد احمد حسينى عاملى اصفهانى ، شرح علّامهء مجلسى ( فت ، 1111 ه . ق . ) به نام ملاذ الاحبار فى شرح الاستبصار . كه در آن تا كتاب صوم رسيده است ؛ و سرانجام سيّد نعمة اللّه جزائرى ( فت ، 112 ه . ق . ) كه دو شرح بر اين

--> ( 1 ) . اخبارى ، به كسى گفته مىشود كه تنها كتاب و سنّت ( - قرآن و حديث ) را حجّت مىشمارد ، و بر آن است كه همهء احكام را به احاديثى كه از ائمّه نقل شده رجوع دهد ، و تا ممكن است از استنباط عقلى پرهيز مىكند . هنگام تفسير هر آيه از آيات قرآن مجيد نيز ، به حديثى مربوط به آن آيه متوسل مىشود لا غير ( ؟ ؟ اصولى ) .