على اصغر حلبى

259

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

كتاب نوشته ، و يكى از آن دو كه معروف‌تر است غاية المرام نام دارد و در هشت جلد چاپ شده است . برخى از محقّقان اخبار ، در اين كتاب به شيخ طوسى نسبت سهو داده‌اند و گفته‌اند كه گاه اسناد درستى ندارد . و بعدها سيّد هاشم بحرانى ( فت ، 1102 ه . ق . ) التنبيهات را در استدراك « 1 » رجال تهذيب نوشته است . صاحب نظران فقه شيعه و از جمله خود بحرانى اين نسبت را به شدّت ردّ كرده گفته‌اند : « احتمالا سبب اين امر عجله در كار و حرص بر كثرت تأليف بوده ، و از اين دست نقصان در نوشتهء هر مؤلّفى به چشم مىخورد . » 5 . التبيان فى تفسير القرآن ( يا التّبيان الجامع لعلوم القرآن ) ، اين تفسير از نخستين و در همان حال از پخته‌ترين تفاسير شيعى قرآن مجيد است . به روايت خوانسارى ( و با توجّه به صراحت مؤلّف در مقدّمهء آن ) اين تفسير را شيخ طوسى در بيست مجلّد پرداخته بوده است ، امّا در تهران در هشت مجلّد چاپ شده است . نوادهء دخترى شيخ يعنى فخر الدّين محمّد معروف به ابن ادريس حلّىّ ( فت ، 578 ه . ق . ) نيز آن را مختصر كرده است ، و نسخه‌هايى از آن موجود است . طبرسى ( فت ، 548 ه . ق . ) نيز در تفسير مجمع البيان از آن بسيار استفاده كرده و آن را بسيار ستوده است . 43 . راغب اصفهانى ( وفات ، 502 ه . ق . ) ابو القاسم حسين بن محمّد بن مفصّل معروف به « راغب » و يا « راغب اصفهانى » ، اديب ، فقيه ، متكلّم ، متفلسف ، و از دانشمندان بسيار جامع سدهء پنجم هجرى ؛ به نحوى كه امام فخر رازى در اساس التقديس او را ستوده است . هر چند از وى آثارى مهمّ بر جاى مانده ، امّا افسوس كه از زندگانى او چندان اطّلاعى در دست نيست . همين اندازه مىدانيم كه اهل اصفهان بوده ولى در بغداد سكونت داشته است . شهرتش به حدّى بود كه در روزگار خودش او را نظير امام محمّد غزّالى شمرده‌اند ، و گفته‌اند كه غزّالى در سفرهاى خود كتاب الذّريعة او را به همراه مىبرده است . « 2 » برخى او را معتزلى شمرده‌اند ، و اين البتّه درست نيست . زيرا گذشته از اينكه امام فخر او را اشعرى خوانده و از ائمّهء آن مذهب قلمداد كرده ، در آثار خويش ، بويژه در مفردات ، بر معتزله و جبريّه و قدريّهء خالص

--> ( 1 ) . استدراك ، « دفع توهّم از كلام سابق » الاستدراك ، ايضاح ما عليه ظاهر الكلام من الاشكال ، ( كشّاف ، 1 / 484 ) . ( 2 ) . « مقدّمهء » المفردات فى غريب القرآن ، 3 ، قاهره ، 1961 « قيل انّ الغزالىّ كان يحمله دائما فى رحلاته لما فيه من فوائد » .