على اصغر حلبى

255

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ( مؤمنون ، 23 / آيهء 14 ) و يا إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ ( مائده ، 5 / آيهء 110 ) ، ليكن چون خدا كارها را با علم به عواقب و كيفيّت مصلحت آنها انجام مىدهد ، و او را فعلى جز بدين صفت نيست ، لا جرم بدين نام [ يعنى خالق ] اختصاص يافته است . » آنگاه مىگويد « و استاد او ابو عبد اللّه بصرى گفته است كه اطلاق نام خالق بر خداوند محال است زيرا تقدير و تسويه عبارت از فكر و نظر و حسبان است ، و اين در حقّ خداى تعالى محال است . » طبيعى است كه اين بصرى ، ابو الحسين محمد بن طيّب مذكور در شمارهء 38 از متن ما نمىتواند باشد ، زيرا او قطعا به سال 436 ه . ق . در گذشته ، يعنى 21 سال پس از قاضى عبد الجبّار ، و لذا استاد قاضى عبد الجبّار نتواند بود . - : ابن خلّكان ، وفيات ، 2 / 56 ، ترجمهء 569 ، چاپ تهران . 41 . ابن حزم ظاهرى ( وفات ، 456 ه . ق . ) ابو محمّد على بن احمد ( 384 - 456 ه . ق . ) متكلّم ، طبيب ، شاعر و فيلسوف اندلسى . وى به وزارت خلفاى اموى اندلس رسيد ، ولى از آن كار كناره گرفت و به كار علمى و ادبى و تأليف پرداخت . از آثار او طوق الحمامة ( دربارهء عشق و عاشقان ) و الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ( دربارهء اديان و مذاهب و مكاتب و علم كلام ) است . وى را در تفنّن يعنى پرداختن به دانش‌هاى گوناگون اسلامى و حفظ و ديانت و زهد ستوده‌اند ، و حتّى از غزّالى نقل كرده‌اند كه « دربارهء نام‌هاى خداى تعالى كتابى از ابن حزم ديدم كه دلالت بر عظمت حفظ و سيلان ذهن او دارد » . امّا عدّهء زيادى از دانشمندان - از جمله ابن خلّكان - بر وى عيب گرفته‌اند كه نسبت به عالمان پيشين تعريض و عيب‌جويى بسيار كرده ، چنان كه كمتر عالمى از زخم زبان او رسته است ، و ظريفى گفته است « زبان ابن حزم و شمشير حجاج يوسف همزاد بوده‌اند ! » و همين امر باعث شده است كه دانشمندان و فقيهان ، هم پادشاهان و هم تودهء مردم را از او آثار او نفرت داده‌اند و بر تضليل او اجماع كرده‌اند . وى در فروع ، مذهب شافعى داشته ولى از آن مذهب بازآمده و به مذهب داوود بن علىّ بن خلف اصفهانى ظاهرى گرويده است . مقالهء آرنالدز ( - كتاب‌شناسى ) شخصيّت و انديشه‌هاى او را از جهات مختلف بررسى كرده است و خواندنى است .