على اصغر حلبى

205

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

مرغى كه به تو بخشيدم نمىرسد ! « 1 » - كتاب‌شناسى : بغدادى ، تاريخ بغداد ، 3 / 366 ؛ ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، 1 / 684 ؛ اشعرى ، مقالات الاسلاميين ، 2 / 369 ؛ و دائرة المعارف اسلام ( انگليسى ) ، 1 / 127 - 129 مقالهء « ابو الهذيل العلّاف » ، نيبرگ . 14 . بشر بن معتمر ( وفات ، 226 ه . ق ) ابو سهل بشر بن معتمر هلالى كوفى بغدادى ( وفات 210 و به قولى 226 ه . ق . ) از فقيهان و متكلّمان معتزلى ، و پايه‌گذار گروه موسوم به بشريّه از معتزله بغداد بود . اصلش از كوفه بود ، امّا در بغداد مىزيست ، و به همين سبب به بغدادى مشهور شد . گويند هارون الرشيد او را به تهمت رفض يك چند به زندان انداخت ، و ظاهرا به همين سبب است كه شريف مرتضى نسبت به وى اظهار نظر لطف‌آميزى كرده مىنويسد « مىگويند كه همهء معتزلهء بغداد از مستجيبان و شنوندگان او بوده‌اند » « 2 » . او را در اعتزال مصنّفاتى بوده است از جمله قصيده‌يى در چهل هزار بيت ( 000 / 40 ) كه در آن بر همهء مخالفان خود ردّ نوشته است . « 3 » بشر ، از افاضل معتزله بوده و هموست كه قول به توليد را احداث كرده است ، و مقصود از آن اين است كه عرض‌ها ، طعم‌ها ، بوها و جز آنها در جسم از فعل ديگر متولّد مىشود ، هر چند كه اسباب آنها از فعل خود جسم باشد . « 4 » و او را چند عقيده است كه در آنها از همالان خود جدا شده است : - اجسام و اعراض : جسم چيزى است كه از تركيب هشت جزء پديد آمده است ، امّا اعراض جزء نمىپذيرند ، در حالى كه جسم تجزيه مىپذيرد . خداى تعالى چيزى از اعراض را نيافريده است ، و از اين جهت رنگ و طعم و گرما و سرما و تر و خشك و ترس و دليرى و ناتوانى و بيمارى و بينايى و نابينايى و شنوايى و ناشنوايى را خدا نيافريده

--> ( 1 ) . تأويل مختلف الحديث ، 33 - 34 ، بيروت ، 1972 . ( 2 ) . امالى المرتضى ، 1 / 131 ، محمد ابو الفضل ابراهيم « يقال انّ جميع معتزلة بغداد كانوا من مستجيبيه » . ( 3 ) . ابن المرتضى ، طبقات المعتزله ، 52 . ( 4 ) . جرجانى ، تعريفات ، 39 .