على اصغر حلبى

204

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

13 . ابو الهذيل علّاف ( 135 - 226 ه . ق . ) ابو الهذيل علاف بصرى ، مولاى عبد القيس و شيخ معتزلهء بصره بود ، و اعتزال را از عثمان الطويل يكى از ياران و اصل بن عطا فرا گرفت . ابو الهذيل در فلسفهء يونانى اطّلاع تمام داشت ، و در بيان عقايد خاصّ كلامى خويش از آن يارى بسيار گرفت ؛ و بيشتر اقوال او متأثر از همين فلسفهء يونانى است . از آن جمله بحث اعراض ، اثبات جزء لايتجزّا ، حركت و سكون ، حقيقت جسدانى انسان ( چه او مىگفت « انسان فقط جسد اوست نه نفس‌اش . » ، و بر اين مطلب دلايلى از آيات قرآنى مىآورد از جمله « خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ » « 1 » ) ، تناهى معلومات خدا و مقدورات او ، و برخى مباحث ديگر . « 2 » در جدل دستى قوى داشت ، و دلايل زيادى در اثبات مدعاى خود به كار مىبرد . از جمله گويند روزى صالح بن عبد القدّوس را كه پسرش مرده بود و بسيار مىگريست ديد و گفت « براى گريهء تو دليلى نمىبينم زيرا مگر نه اين است كه انسان پيش تو چون گياه است ( كه چون بميرد باز مىرويد ) ؟ صالح با آن شوخ طبعى طبيعى كه در او مفطور بود در جواب گفت « من براى اين مىگريم كه او نتوانست كتاب شكوك ترا بخواند . » ابو الهذيل گفت « اى صالح ، كتاب شكوك كدام است ؟ » صالح گفت « كتابى است كه تو نوشته‌اى و چنان نوشته‌اى كه هركس آن را بخواند در آنچه هست ترديد و شك مىكند ، چنان كه گمان مىكند كه چيزى وجود نداشته ، و در آنچه هرگز نبوده دچار توهم مىشود و مىپندارد كه حتما بوده است » ابو الهذيل گفت « در اين صورت تو نيز در مرگ پسرت ترديد كن و چنان پندار كه او اصلا نمرده است ، و اگر مرده باشد ، در اين نكته كه كتاب شكوك مرا خوانده ترديد كن ، هر چند آن را نخوانده باشد . » « 3 » ابن قتيبهء دينورى ( وفات ، 276 ه . ق . ) مىگويد : ابو الهذيل مردى تنگ چشم و دروغزن بود . و از جمله مىگويد : روزى ، مرغى به مويس بن عمران داد ، و آن را مثلى براى هر چيز و تاريخى براى هر رويداد قرار داد ، چنان كه مىگفت : چنين و چنان كردم پيش از آنكه آن مرغ را به تو ببخشم ، و يا پس از آنكه آن مرغ را به تو بخشيدم چنين يا چنان اتّفاق افتاد ؛ و هرگاه شتر فربهى را هم مىديد مىگفت البتّه فربه است ، امّا به پاى

--> ( 1 ) . قرآن مجيد ، سورة الرحمن ، 55 / آيهء 14 . ( 2 ) . اشعرى ، مقالات الاسلاميين ، 2 / 329 ؛ ابن حزم ، الفصل ، 5 / 41 . ( 3 ) . جرجى زيدان ، تاريخ آداب اللغة العربيّة ، 2 / 208 ، مطبعة الهلال .