على اصغر حلبى
196
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
خداوند نظر و فكر نكنند و خدا را نشناسند مانند حيوان مسخر ديگر بندگان خدايند و بر ايشان تكليف و حرجى نيست . مسألهء هفتم : هيچ فعلى نيست آدمى را غير از « اراده » و آن چه سواى اراده است حادثى است كه آن را بوجودآورندهيى نمىباشد . ابن راوندى از ثمامه حكايت كرده كه زعم او آن بوده است كه عالم فعل خداى تعالى است كه به طبع او از حضرتش صادر شده است . او مىگويد فلاسفه بر آنند كه حضرت كبرياى الهى موجب بالذات است و ايجاد بر طبق اراده واقع نشده است و بر اين اعتقاد با فلاسفه هماهنگ و هم صدا شده است و معتقد است كه عالم قديم است نه حادث زيرا كه موجب از موجب جدا نمىتواند باشد . - دائرة المعارف فارسى ، 1 / 713 ؛ شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 70 - 71 ، كيلانى ؛ عبد القاهر بغدادى ، الفرق بين الفرق ، 103 - 104 ؛ ابن حزم ، الفصل ، 3 / 91 . 10 . بشر مريسى ( وفات ، 218 ه . ق . ) ابو عبد الرحمن بشر بن غياث مريسى عدوى ، معتزلى مرجئى ، فقيه ، و عارف به فلسفه ، از متكلّمان اوايل سدهء سوم هجرى بوده است . گفتهاند : پدر او در كوفه گازر يا رنگرز بوده ، و باز گفتهاند كه يهودى بوده ، و بشر در زمان تشرّف به اسلام ، مولاى زيد بن خطّاب شد . وى خود در بخش غربى بغداد مىزيست كه « درب المريس » ( يا المريسى ) خوانده مىشد ؛ و نسبت خود را نيز از همين جا گرفته است . در فقه و فروع دين ، مذهب حنفى داشته و از شاگردان ممتاز قاضى ابو يوسف شاگرد نامدار ابو حنيفه شمرده مىشود . از حمّاد بن سلمه و سفيان بن عيينه نيز حديث شنيده است ؛ با اين همه ، هم در فقه و هم در حديث عقايدى نيز از خود داشته است . حدود هفتاد سال زيسته ، و مردى زشت و پلشت جامه بوده است . گفتهاند بشر به سبب عقايد خويش مورد تعقيب و اضطهاد قرار گرفته ، و از جمله در روزگار هارون الرّشيد بيست ( 20 ) سال در اختفا مىزيسته است . احتمالا اين مطلب افسانهيى بيش نباشد ، زيرا يكى از اقطاب عمدهء اهل سنت يعنى شافعى با بشر و مادرش كه زنى پارسا و پاك دين بوده ، در روزگار اقامت در بغداد بهم زيستهاند ، و اين زمان با روزگار اختفايى كه ياد كردهاند يكى مىشود . اما اين مطلب درست است كه اهل حديث ، و بويژه احمد بن حنبل و پيروان او نسبت به بشر و پيروان او و اعتقادات او سنگدلانه