على اصغر حلبى
197
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
نفرت داشتهاند ، و برخى از دانشمندان از جمله دارمى ( عثمان بن سعيد دارمى ، وفات ، 282 ه . ق . ) در ردّ او كتاب نوشتهاند ، و اهل سنّت او را جزو اهل بدعت و ضالّ و يكى از چهرههاى خطرناك بشمار آوردهاند و شخصيّت مشوّه و نازيبايى - چه در صورت و چه در سيرت و اعتقاد - از او ساختهاند . او « ايمان » را به « تصديق به لسان و جنان » تعريف مىكرد و مىگفت هر عقيدهيى كه مورد تصديق نباشد ايمان نباشد ؛ بالعكس خود را در برابر خورشيد بر زمين افكندن بىايمانى نيست بلكه اماره يا نشانهيى از بىايمانى است . هر نوع عصيان به خدا را جزو كبائر مىشمرد ، ولى به پيروى از مرجئه ، پيروان او ( و احتمالا خود او ) خلود در عذاب را از لحاظ منطقى ناممكن مىشمردند و در اين باب به آيات زيادى از جمله به « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً » ( زمر ، 39 / آيهء 53 ) استناد مىكردند . بشر معتقد بود كه قرآن مخلوق است ، و چون اين عقيده نخستين بار توسّط جهم بن صفوان مطرح شده بود ، از اينجا بود كه بعدها او را به طعنه « جهمى » هم مىناميدند . و باز به دليل اينكه اين عقيده جزو عقايد مهم معتزله نيز بشمار مىرفت ، نويسندگان بعدى كتب كلام و ملل و نحل او را جزو معتزله نيز بشمار آوردهاند . در مورد « قضا و قدر » نيز ، وضعيّتى ميانه پيش گرفته بود يعنى از جبر مطلق و قدر مطلق هر دو گريزان بود ، و در اين باب با معتزله - كه به قدر يعنى قدرت انسان به انجام افعال معتقد بودند - مخالفت مىورزيد ، و به اشاعره و عقيدهء « كسب » نزديكتر بود هر چند كه آن نظر را نيز سربسته نمىپذيرفت . شاگرد عمده او نجّار ( نجّار در همين كتاب ) بوده ، و چون عقايد او سخت به استادش نزديك بوده ، از سوى معتزلهء معاصرش ، بويژه نظّام ، سخت مورد انتقاد و حمله قرار گرفت . بشر ، ظاهرا با « اجماع » نيز موافق نبوده است . امام فخر رازى در تفسير كبير ( 2 / 467 ، ترجمهء نگارنده ، انتشارات اساطير ) مىگويد : بشر مريسى شافعى را گفت كه چگونه ادّعاى اجماع مىكنى در حالى كه شناخت وجود اجماع اهل مشرق و مغرب بر يك چيز ممكن نيست ؛ و اين مناظره در پيشگاه رشيد صورت مىگرفت . شافعى گفت : آيا اجماع مردم را بر خلافت اين مرد نشسته مىپذيرى و باور دارى ؟ بشر از ترس اقرار داد و منقطع شد ! كتابشناسى : ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، 2 / 140 ، دار الكتب المصريّه ؛ نوبختى فرق الشيعة ، چاپ ريتر ،