على اصغر حلبى

161

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

در قرن چهارم ابو الحسن اسماعيل اشعرى ( فت ، 324 ه . ق . ) در برابر عقيدهء حنابله و معتزله ، عقيدهء تازه‌يى آورد كه بعدا همهء اشاعره و بسيارى از اهل سنّت آن را پذيرفتند ، و آن اين كه : مقصود از قديم بودن كلام خدا الفاظ و حروف خواندنى و نوشتنى نيست ، و در مخلوق بودن اين‌ها كسى سخنى نتواند گفت و انكارى نتواند آورد - بلكه مقصود از قديم بودن كلام خدا « كلام نفسى » اوست ؛ يعنى كلامى كه در ذات اوست ، و كلام حقيقى همان كلام نفسى اوست ، و اين كلام غير از عبارات و الفاظ است ، و با اختلاف اوضاع و تبدّل زمان و مكان ، اختلاف نمىيابد ، و هر كسى بالضّروره در مىيابد كه پيش از آن كه بخواهد سخنى بگويد ، آن سخن در ذهن و نفس او صورت مىبندد ، و بعد از آن گاهى به الفاظ و عبارات ، و گاهى به اشارات ، و زمانى به خطّ و كتابت آن را تعبير مىكند . پس خداوند متكلّم است به كلام نفسى ، و اين كلام ، كه غير از الفاظ است ، در ذات او هميشه مانند علم و قدرت و حيات وجود داشته است و قديم است . * * * امّا « بعد » سياسى اين مطلب نيز اهمّيّت بسيارى در تاريخ اسلام داشته است . و اجمال آن چنين است كه : در ربيع الاوّل سال 218 ه . ق . مأمون به دستيارى احمد بن ابى دؤاد ايادى ( فت ، 240 ه . ق . ) و مشاوران معتزلى ديگر خود حكمى صادر كرد كه قاضيان و محدّثان را ، عاملان دولتى تحت آزمايش كه آن را محنه مىگفتند در بياورند ، و از اين جماعت كسانى را كه به مخلوق بودن قرآن عقيده دارند بر سر كار خود باقى بگذارند و شهادت ايشان را بپذيرند و از پذيرفتن شهادت كسانى كه با اين عقيده مخالف‌اند خوددارى كنند و حكم آنان را مقبول نشمارند . خليفه و ابن ابى دؤاد در تأييد و تنفيذ اين حكم نامه‌هاى متعدد به ولايات اسلامى نوشتند ، و به حكّام در اجراى آن بسيار تأكيد كردند . اين تأكيد از آن جهت بود كه عقيده به قدمت قرآن در اواخر دورهء بنى اميّه تقريبا اعتقاد همگانى مردم بود ، و كسى جرأت نداشت كه با آن مخالفت كند . « 1 » اوّل كسى كه به مخالفت با آن برخاست جعد بن درهم ( مقتول 118 ه . ق . ) بود و او به همين مناسبت در ايّام خلافت هشام بن عبد الملك اموى ( 105 - 125 ه . ق . ) بقتل رسيد . در زمان خلافت هارون الرشيد ( 148 - 193 ه . ق . ) به واسطهء قدرت گرفتن معتزله عقيده به خلق قرآن رواج كلّى پيدا كرد ، ولى قدرت و تعصّب ( ظاهرى ) اين خليفهء مقتدر مانع از آن بود كه معتزله عقيدهء به خلق قرآن را آشكار كنند ، چه رشيد هر كس را كه به اين عقيده تظاهر مىكرد به سختى مىكشت . « 2 »

--> ( 1 ) . ابن جوزى ، تلبيس ابليس ، 94 ؛ اقبال آشتيانى ، خاندان نوبختى ، 23 . ( 2 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، 3 / 37