على اصغر حلبى
143
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
خصمانه است كه بعضى اختصاصا به اين فرقه به طور كلى و برخى به شيعه دارند . از شبكهء درهم تنيدهء شواهد متعارض ، دعاوى ضد و نقيض و نظريههاى ناسازوار ، واقعيات اصلى مربوط به منشأ اين فرقه چنين برمىآيد : در ميان مخالف و موافق ، اين قول اجماعى است كه امام جعفر ( ع ) در سال 148 ه . ق . درگذشته است . او پيش از رحلتش فرزندش اسماعيل را به عنوان جانشين و امام بر حق بعد از خود تعيين كرده است . اسماعيل در فاصلهء ميان سالهاى 136 / 146 ه . ق . وفات كرده است : پس اين نكته محرز است كه پيش از سال 136 درنگذشته است . دليلش اين است كه در اين سال منصور خليفهء عباسى بر تخت نشست ، و منابع معتبر تصريح دارند كه خبر درگذشت او به خليفه گزارش شده . و پيداست كه اين خليفه حركات امامان شيعه را به دقت هرچه تمامتر - و گاه با نگرانى بسيار - زير نظر داشته ، چه تقريبا در تمامى نهضتهايى كه به قصد براندازى خلافت عباسى ، حتى وقتى كه مطمئن بودند كه خود ائمه به هيچ وجه پيوندى با آن نهضتها ندارند ، آنان را بدقت تحت نظر نگه مىداشتند . طبق نظر شيعيان ، ائمه عملا زندانى بودند و حركات آنان بر اثر مصلحت سياسى وقت محدود شده بود و اهميت و شدت اين محدوديت بستگى به وخامت طغيان يا نهضتى داشت كه اين را به آن نسبت مىدادند . اين نكته هم اجماعى است كه امام جعفر صادق ( ع ) اعتبار جانشينى اسماعيل را لغو كرده و امام موسى كاظم ( ع ) را به جاى او به عنوان جانشين بر حق خود و هفتمين امام شيعيان تعيين كرده بود . دربارهء دلايلى كه باعث اين كار شد و جامعهء شيعه را به گروههاى متخاصم تقسيم كرد ، در اينجا نمىتوان بحث و فحص كرد . شيعهء اماميهء اثنىعشريّه بر آن هستند كه اسماعيل يك بار مرتكب شرب خمر گرديده بوده است ، و منابع سنى هم كما بيش اين قول را تأييد مىكنند . طبق اين قصه امام جعفر صادق ( ع ) اسماعيل را بر كنار و برادرش را به جانشينى خود انتخاب مىكند اين لغو اعتبار يا نفى حجيت كه به اصطلاح فنى نص ناميده مىشود ، مورد قبول بعضى از شيعيان قرار نگرفت و نمىتوانست قرار بگيرد ، چرا كه اصول اساسى شيعه را خدشهدار مىساخت . احتجاج اين منكران از اين قرار بود : عصمت امام امرى محرز است . اسماعيل از سوى امام جعفر ( ع ) به امامت آينده تعيين شده بود . لذا او نمىتوانست مرتكب گناه يا ترك اولى شود . نسبت شرب خمر به او يا نادرست بوده يا اگر درست بوده جزو آن اعمال اسرارآميزى است كه اهميت و معناى آن فقط بر خود او كه جانشين امام بوده مكشوف بوده است . از آنجا كه او توان