على اصغر حلبى
141
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
عهد سلاجقه ، ناصر خسرو علوى ، شاعر معروف ، در عهد مستنصر فاطمى ، يك چند در خراسان ، با وجود مخالفت شديد اهل سنت - به نشر دعوت اسماعيليه پرداخت ، و در اصفهان عبد الملك عطاش و پسرش ابن عطاش به نشر دعوت اشتغال جستند . عاقبت با ظهور حسن صباح دعوت « جديدهء اسماعيليه » در ايران نيز رواج و انتشارى تمام يافت . اين اسماعيليهء ايران به اسماعيليهء جديد يا شيعهء نزاريه معروفاند و علت آن است كه مستنصر ابتدا پسر بزرگ خود نزار را به امامت برگزيد ، و بعد او را عزل كرده پسر ديگرش مستعلى را امام كرد ، و بعد از مستنصر ، ميان نزار و مستعلى رقابت درگرفت ، و اسماعيليهء عراق و ايران بر خلاف اسماعيليهء شام و مصر و آفريقا ، كه امامت مستعلى را قبول كردند ، همچنان به امامت نزار قائل شدند ، و بعد از كشته شدن نزار شيعهء او نوادهاش را پنهانى به الموت بردند و پروردند ، و به وسيلهء حسن صباح به نشر آن دعوت پرداختند ، و دولت خداوندان الموت يا كياهاى الموت را تشكيل دادند ، و فدائيان آنها در خراسان و عراق وحشت و اضطراب سخت در ميان مسلمين بوجود آوردند ، و حتى يك بار سنجر را و يكدفعه صلاح الدين ايوبى و همچنين يك بار امام فخر رازى را تهديد كردند ، و خليفه مستر شد و خواجه نظام الملك طوسى وزير و هم ظاهرا قزلارسلان ( اتابك آذربايجان ) را به قتل آوردند ، و در جنگهاى صليبى ، بعضى از امراى مسيحى را هلاك كردند . بعد از سقوط الموت به دست هولاكوخان در سال 654 ه . ق . با وجود تصريح جوينى در تاريخ جهانگشاى به قلع و استيصال ركن الدين خورشاه و اولاد او - ائمهء اسماعيليهء جديد به طور پنهان و متوارى در آذربايجان و عراق و فارس همچنان فعاليت كردند ، و تا ظهور آقا خان محلاتى [ حسن على شاه ] ( وفات ، 1299 ه . ق . ) ، مطابق يكى از روايات خودشان ، 18 تن امام داشتهاند كه فهرست نام و تواريخ و سنوات آنها در كتب اسماعيليه آمده است ، و البته اين ائمه تا عهد آقا خان مستور بودهاند ، و ميان آنها و اتباعشان بيشتر رابطهء مريدى و مرادى بوده است ، و مع هذا از زحمت رقبا و مدعيان نيز آسوده نبودهاند . بعضى از مسلمين ، به سبب عداوت و نفرتى كه نسبت به اسماعيليه داشتهاند ، آنها را با زنادقه و خرّمدينان و سپيدجامگان و سرخ علمان يكى شمردهاند ، و عدهيى هم به جهت رضاى خلفاى عباسى آنها را كافر و فاسق و اباحى و مجوسى و ثنوى خواندهاند ، و نه فقط علماى اهل سنّت در طعن باطنيهء اسماعيليه افراط و در نسب فاطميان طعن كردهاند ، بلكه شيعه نيز ، با وجود سكوت سيد رضى از طعن به آنها ، غالبا در اين باب ، نسبت آنها را مجعول شناختهاند . در هر حال ، اسماعيليه ، نزد عامهء مسلمين