على اصغر حلبى

135

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

آگاهى نداشته باز به حقّ و ارث اجداد خود گرديده است . اين بيانات سلطان را به قبول تشيع مايل كرد و در اين خصوص به عراقين و فارس و آذربايجان و اصفهان و كرمان و خراسان مراسلات فرستاد و مأمورانى روانه نمود و اول شهرهايى كه فرستادگان سلطان به آنجا رسيدند بغداد و شيراز و اصفهان بود . در بغداد مردم محلّهء باب الازج كه از اهل سنت و اكثر ايشان پيرو مذهب امام احمد بن حنبل‌اند از پذيرفتن اوامر خدابنده امتناع كردند و روز جمعه با اسلحه در مسجد جامع گرد آمدند و چون خطيب بر منبر بالا رفت ايشان كه قريب 12 هزار نفر مسلح بودند و حمايت بغداد را در عهده مىداشتند پيش خطيب قسم ياد كردند كه اگر در خطبهء معمولى تغييرى دهد و به نقصان و افزايش مبادرت ورزد او و فرستادهء سلطان را بكشند ، چه سلطان امر كرده بود كه اسامى خلفا و ساير صحابه را از خطبه بيندازند و جز اسم امير المؤمنين على بن ابى طالب و صحابه‌يى كه از آن حضرت تبعيت كرده‌اند مثل تمّار « 1 » نام ديگرى را بر زبان نياورند . خطيب از ترس جان خطبه را به رسم معمول خواند و مردم شيراز و اصفهان نيز چنين كردند و فرستادگان سلطان صورت واقعه را در مراجعت به اطلاع او رساندند . خدابنده امر داد كه قضاة بغداد و شيراز و اصفهان را به حضور او بياورند و مأموران نيز چنان كردند و آن سه را كه يكى از ايشان قاضى مجد الدين قاضى شيراز بود به قراباغ [ يعنى اران ] به خدمت سلطان بردند و خدابنده گفت كه قضاة را پيش سگان درندهء درشت پيكر بيندازند و اين سگان كه آنها را براى اين كار آماده داشتند در زنجير بودند و هرگاه كه مىخواستند تنى چند از مردم را پيش آنها بيندازند ايشان را آزاد در گودالى وسيع مىافكندند و سگان را بر ايشان مسلط مىكردند . محكومان بيچاره از مقابل حيوانات درنده مىگريختند ولى چون مفرّى نداشتند بالاخره طعمهء درندگان مىشدند . قاضى مجد الدين را پيش سگان انداختند ولى آن حيوانات بر خلاف معتاد بر قاضى حمله نبردند بلكه دم خود را در پاى او ماليدند و از هجوم به او خوددارى كردند . چون خبر به خدابنده رسيد شتابان پيش قاضى آمد و خود را در پاى او انداخت و بر آن بوسه داد و لباس خود را بيرون كرد ، بر قاضى پوشاند و رسم مغول بود كه اگر سلطان جامهء خاص خود را به كسى مىبخشيد مردم آن را عظيم‌ترين تشريفات مىشمردند و آن را به عنوان افتخار خانوادگى به ارث در خاندان حفظ مىكردند ، و در ميان جامه‌هاى

--> ( 1 ) . ابو سالم ميثم تمّار اسدى ( وفات ، 60 ه . ق . ) از صحابهء خاصّ حضرت على ( ع ) بود كه او را عبيد اللّه بن زياد والى كوفه ده روز قبل از ورود حضرت امام حسين ( ع ) به عراق در كوفه كشت ( زركلى ، الاعلام ، 7 / 336 ) .