على اصغر حلبى

130

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

را كه پدرش را كشت به شيرويه مانند مىسازند كه خسرو پرويز را كشت . « 1 » و گويند دليل اينكه خلافت او دوامى نياورد يكى پدركشى و ديگرى منع از رواج گرفتن مذهب اهل سنّت بوده است . امّا اين شيوهء متوكّل همچنان برقرار ماند و تا زوال ملك مستعصم ( وفات ، 656 ه . ق . ) و انقراض دولت آل عبّاس همچنان ادامه داشت . 2 . سلطان محمود غزنوى ( وفات ، 421 ه . ق . ) كه مذهب سنّى داشت و از خليفه خلعت سلطانى و لقب يمين الدوله و امين الملّه گرفت ، « 2 » و براى خوش خدمتى نسبت به خليفه « انگشت گرد جهان كرده بود و قرمطى مىجست » ( - رافضى و شيعى ) ، شيعيان را تقريبا قتل عامّ كرد ، و به نام « رافضى » و « قرمطى » در تشييد مبانى تسنّن بسيارى را بىگناه كشت ، و بسيار كوشيد و مذهب سنّت را در ايران و هند و آسياى صغير ترويج كرد . 3 . سلجوقيان و خوارزمشاهيان نيز به همين شيوه رفتار كردند ، و همهء آنها در حقيقت حاميان متعصّب مذهب تسنّن بودند . 4 . در مغرب آفريقا بويژه مراكش محمد بن تومرث ( وفات ، 524 ه . ق . ) پايه‌گذار دولت موحّدون ، كه از شاگردان امام محمّد غزّالى ( وفات ، 505 ه . ق . ) بود ، مذهب تسنّن را رسميّت داد . 5 . صلاح الدين أيّوبى ( وفات ، 589 ه . ق . ) سلطان مقتدر سنّى مذهب بساط فرهنگ و قدرت شيعى فاطميان را از مصر و شام برچيد ، و به دستيارى وزير خود قاضى فاضل ( وفات ، 596 ه . ق . ) قوانين كشورى و محاكم شرعى را از تشيّع به تسنّن تبديل كرد ، و مذهب تسنّن را مذهب رسمى ساخت و فرمان به محو بدعت داد ، و تدريس فقه شافعى و مالكى را در الازهر قاهره به جاى فقه شيعى اجبارى ساخت . 6 . مغولان نيز هر چند در مسائل دينى چندان تعصب نشان نمىدادند ، اما كم و بيش و به تدريج زير نفوذ مذهب تسنّن قرار گرفتند . و تنها در زمان اولجايتو ( 703 - 716 ه . ق . ) معروف به سلطان محمد خدابنده ، براى مدتى مذهب تشيّع ظاهر گرديد ، و در اين راه مساعى آية اللّه علّامهء حلّى ( وفات ، 726 ه . ق . ) تأثير بسزايى داشته است . و براى اينكه مطلب اندكى روشن‌تر شود ، در اينجا مختصر شرحى مىآوريم :

--> ( 1 ) . ابن عماد ، شذرات ، 2 / 114 « و كان الناس على لسان واحد يقولون : و اللّه لا عاش المنتصر الا ستّة اشهر كما عاش شيرويه بن كسرى حيث قتل اباه ، فكان الامر كذلك . » ( 2 ) . همانجا ، 3 / 220 « . . . و سيّر له الامام القادر باللّه خلعة السلطنة و لقّبه بيمين الدّولة و امين الملّة . . . » .