محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

41

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

كند ، سيّم تا مردم بوى روى نهند . چهارم تا پادشاهان ويرا حرمت دارند . و عيسى عليه السّلام گويد كه : هر كه چيزى آموزد و بر آن كار كند و ديگرى را بياموزاند اهل آسمانها و زمينها ويرا عظيم خوانند ، و هر كه بر علم كار نكند آن علم ويرا چون چراغى بود كه در پيش نابينا نهند . و امير المؤمنين عليه السّلام گويد كه : « 1 » پشتم از غم دو چيز تباه مىشود ؛ اوّل از عالمى كه فاسق مىشود ، دويم از زاهدى كه چيزى نداند . و بو ذر رحمة اللَّه عليه ميگويد كه : ويل آن را كه چيزى نداند ، و ويل آن را كه بدان چه داند كار نكند . و در خبرست كه : مردم همه مرده‌اند الّا عالمان ، و ايشان همه مست‌اند الّا آنان كه بر علم كار كنند ، و ايشان فريفته‌اند الّا آنكه مخلص بود ، و مخلص نيز در مخاطره بود . و گفته‌اند كه : چون عالم طلب حلال كند عامّه در شبهت افتند ، و چون عالم در شبهت افتد عامّه در حرام افتند ، و چون عالم در حرام افتد عامّه كافر شوند . 103 - الجنّة تحت ظلال السّيوف . ( 1 ) هست جنّت به زير سايهء تيغ * شود از تيغ آب زهرهء ميغ بهشت زير سايهء شمشيرهاست ؛ يعنى بدان كافران را باسلام خوانند ، و بهترين همهء شمشيرها ذو الفقار أمير المؤمنين و إمام المتّقين علىّ عليه السّلام بود كه خداى تعالى از بهشت فرستاد و چون آن حضرت پاى بداشت تا همه بگريختند و وى عليه السّلام يك ذرّه روى بنگردانيد و بذو الفقار كافران را ميكشت از هوا جبرئيل عليه السلام آواز داد كه : لا فتى إلّا علىّ لا سيف الّا ذو الفقار « 2 » . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : بازى حرامست الّا سه بازى كه حقّ تعالى حلال كرده است ؛ يكى تير انداختن ، دوّم اسب تاختن ، سوّم با حلال خويش بازى كردن . 104 - الجنّة تحت اقدام الأمّهات .

--> ( 1 ) متن حديث اين است : « قصم ظهرى اثنان عالم متهتّك و جاهل متنسّك » . ( 2 ) به فارسى در معنى اين حديث نيكو سروده‌اند : « نديده نبيند دگر روزگار * جوان چون على تيغ چون ذو الفقار »