محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
32
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
( 1 ) كردار نيك از افتاد نگاههاى بد باز دارد « 1 » . هر كه نيكى كند چو درماند * نيكوئى زو بدى بگرداند يعنى هر كه كردار نيك كند اميد آن بود كه ببركت آن از بلاهاى بد برهد . 95 - الرّجل في ظلّ صدقته حتّى يقضى بين النّاس يوم القيامة « 2 » . ( 2 ) مرد در سايهء صدقهاش باشد تا حكم كردن ميان مردمان روز قيامت چون خداى تعالى خلق را برانگيزاند و گناهكاران را در تاريكى مىبرند ندا كنند نيكوكاران را : باز ايستيد تا ما نيز بنور شما بيائيم ، جواب دهند كه : ما اين از دنيا آورديم شما را از اين نور سودى نباشد ؛ باز گرديد و از دنيا بياريد ، پس خداى تعالى جمله را برهنه و گرسنه در عرصات بدارد ، و از هول و هيبت و عظمت آن روز مرد نداند كه مرد است ، و زن نداند كه زنست ، و از گرماى قيامت مرد بود تا به گردن در عرق بود و ميجوشد برين گونه چهل سال « 3 » استاده باشند دلها بر گلو آمده و چشم از هم باز كرده و خيره بمانده و كس را حدّ آن نبود كه منطق زند ، هر كه نيكى كرده باشد در حال چنين بفريادش رسد ، پس خداى تعالى ميان خلق حكم كند و هر يكى بيكى درآويزد و دعوى بر ديگرى كند ، يكى گويد : بچه جرم خون من بريختى ؟ - ديگرى گويد : چرا بر من ظلم كردى و حقّ من ببردى ؟ - و ديگرى گويد : چرا بر من بهتان نهادى و بدان چه خداى تعالى مرا داده بود چرا غيبت « 4 » كردى ؟ و من بخويشتن مشغول بودم چرا سخن ناپسنديده گفتى ؟ برين گونه هر يكى بخصمى ديگرى برخاسته باشد و مادر از فرزند و شوهر از زن و برادر از برادر و دوست از دوست ميگريزد و رو ميگرداند قال اللَّه تعالى : يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ * لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ . و خداى تعالى خلقان را از هر وجهى ميپرسد بعضى را گويد : شما را
--> ( 1 ) هر دو نسخه : « در كردار نيك بايد افتادن » و قياسا تصحيح شد . ( 2 ) « يوم القيامة » در نسخهء ديگر و در نسخهء عتيقه و بلكه در ساير نسخ مخطوطهء أصل شهاب الاخبار كه به نظر رسيد نيست . ( 3 ) در نسخهء ديگر : « پنجاه هزار سال » . ( 4 ) در نسخهء ديگر : « عيب » .