محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
33
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
صحّت دادم چرا نماز نكرديد ؟ و زندگانى دادم بهرزه و بيهوده بسر آورديد ؟ و عمر را بباد برداديد ، و معصيت همى كرديد و از خلق پوشيده ميداشتيد ، و از ايشان شرم ميداشتيد و من ميديدم و از من شرم نداشتيد ، و شما را توانگرى دادم تا با درويشان مواسات كنيد بر ايشان تكبّر كرديد و حقير داشتيد و حقّ ايشان باز گرفتيد و در معصيت به كار برديد ، و شما را بينائى دادم تا بصنع من نگريد شما به حرام نگريستيد ، و شما را شنوائى دادم تا [ در كار ] آواز قرآن خواندن و وعظ شنيدن كنيد « 1 » شما گوش با سرود كرديد و نوحه را پيشه ساختيد ، و شما را زبان دادم تا ذكر و تسبيح من كنيد ؛ شما دروغ و فحش گفتيد و زبان در مردم كشيديد و سخن چينى كرديد ، و شما را كتاب و شرع فرستادم و صلاح از فساد و حرام از حلال بديد كردم و از اين روز شما را آگاه كردم ؛ شما پشت بر كتاب من كرديد و به حرام و حلال باك نكرديد و ازين روز ياد نكرديد ، بجلال قدرم كه قدم فرا پيش ننهيد « 2 » تا حجّت نياريد ، پس بدوزخ روند خلق را ببينند درمانده و سر در پيش افكنده و دهانشان گوئى مهر بر نهاده باشد ، و از هر گوشه گواهان برخاسته ، دست گويد : من گرفتم . پا گويد : من رفتم ، عورت گويد : من زنا كردم ؛ قال اللَّه تعالى : يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ * وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ . و از جانبى كرام الكاتبين گواهى ميدهند و جريدهء كردارشان در دست مينهند چون در نگرند آن نكال و رسوائى بينند هر ساعتى چند بار خود را بر دوزخ عرض كرده ، و هر روز خداى را چند بار آزرده ، و هر گناهى پيش دل ايستاده گوئى كه در آن « 3 » ساعت كرده است ، و كس بود كه پندارد كه عذاب دوزخ از آن فضيحت و خجالت كمترست گويد : ملكا پادشاها آنچه شنيديم به چشم بديديم و بيقين بدانستيم ما را به دنيا فرست تا رضاى تو نگه داريم و برگ اين روز كنيم ، و كس بود كه پنجاه هزار سال بلب تشنه و به شكم گرسنه و بتن برهنه در عرصات
--> ( 1 ) اگر « در كار » نباشد چنان كه در نسخ نيست پس « آواز قرآن كردن » در اينجا بمعنى گوش فرا داشتن به قرآن و استماع كردن آنست . ( 2 ) در نسخهء ديگر : « ننهى » . ( 3 ) در نسخهء ديگر : « در اين » .