محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

29

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

( 1 ) علم كان گوهريست با مقدار * از خريدار علم باز مدار حلال نيست باز داشتن علم ؛ يعنى هر كه عالم بود و كسى ازو مسألهء پرسد چون داند و نگويد مستحقّ دوزخ شود . 82 - موت الغريب شهادة . ( 2 ) مرگ غريب شهادت است ؛ يعنى هر كه از بهر قوت يا مصلحتى ديگر بغربت شود و آنجا بميرد ثواب شهيدان بيابد . 83 - الشّاهد يرى ما لا يرى الغائب . ( 3 ) حاضر بيند آنچه نبيند غائب ؛ يعنى آن كس كه در موضعى يا در ميان قومى بود حال آن موضع و آن قوم از نيك و بد بهتر داند از آن كس كه وى دور بود . آنچه حاضر ببيند اندر حال * هيچ غائب نبيند اندر سال 84 - الدّالّ على الخير كفاعله . ( 4 ) رهنماى بخير همچون كنندهء خير بود ؛ يعنى هر كه كسى را بخير رهنمائى كند يا بر خيرى دارد ؛ چندان كه ثواب وى را بود او را نيز بود . و مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : فاضلتر كسى بقيامت آن كس بود كه خيرش بيشتر بمردم رسد . در ره خير رهنمون بودن * همچنانست كه خير فرمودن « 1 » 85 - ساقى القوم آخرهم شربا . ( 5 ) آب دهندهء قومى بايد كه آخر ايشان آب خورد ؛ زيرا كه در ادب چنين است . ساقى قوم آخر آب خورد * تا ز حقّ مزد بىحساب برد 86 - كلّ معروف صدقة . ( 6 ) هر نكوئى كه ميكنى مادام * همچو صدقه است بر خواصّ و عوام

--> ( 1 ) كذا ؛ و شايد اصل چنين بوده است : « همچنان كه بخير فرمودن » « يا همچنانست خير فرمودن » يا تصرّفى ديگر بايد باشد تا وزن شعر درست شود .