محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

81

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

بنزديك ما ؛ اكنون شما خبر دهيد ما را از آنچه بنزديك شماست ، و زار زار بگريست پس گفت : اگر ايشان توانستندى جواب دادندى كه : بهترين زادى و توشهء تقوى است و پرهيزگاريست . آورده‌اند كه مردى بدست خويش خواهر خود را دفن كرد و با وى كيسهء بود فراموش كرد و معتمدى را با خود ببرد و سر گور باز كرد چون كيسه را برداشت آن مرد را گفت : روى بگردان تا حال خواهر را بنگرم ، چون خشتى باز گرفت لحد را ديد پر از آتش گشته بود بپوشانيد چون بنزديك مادر آمد پرسيد كه خواهرم بچه مشغول بود ؟ - گفت : اى فرزند آن به كه سخن كوتاه كنى و ازين سؤال درگذرى ؛ مرد الحاح و مبالغه كرد ، مادر گفت : خواهرت در نماز كاهلى كردى و نه بوقت كردى ، و بدر و بام مردم شدى و گوش كردى تا ايشان چه ميگويند پس بيامدى و باز گفتى و سخن چينى كردى . و در خبرست كه بيشترين عذاب گور او را بود كه خود را از رشاشهء « 1 » بول نگاه ندارد و سخن چينى كند . و چهار چيزست كه خداى تعالى آن را نپسندد و سخت دشمن دارد ؛ اوّل - بازى كردى در نماز . دوّم هرزه گفتن چون روزه دارد . سيّم مزاح كردن چون قرآن خواند . چهارم خنديدن چون در گورستان بود . و چون شنود كه مؤمنى را وفات رسيده است بگويد : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ، اللّهمّ لا تحرمنا اجره و لا تفتنّا بعده . 195 - الصّبر عند الصّدمة الأولى . ( 1 ) صبر آن بود كه به حال اوّل كند ؛ يعنى چون سختى بوى رسد بنفس و مال صبر كند نه آنكه گرم « 2 » ايستد و آنچه تواند كردن از فرياد و هرزه بكند و خداى تعالى را بيازارد و چون آتش [ حدّت و سورتش فرو ] نشيند گويد : من صابرم . 196 - دفن البنات من المكرمات .

--> ( 1 ) در منتهى الارب گفته : « رشاش كسحاب چكيده‌هاى خون و اشگ و آب و جز آن » و در أقرب الموارد گفته : « الرشاش بالفتح ما ترشّش من الدّم و الدّمع و نحوه ؛ يقال : من لم يدخل الشرّ أصابه من رشاشه » . ( 2 ) گويا بضمّ گاف فارسى و سكون راء بايد خواند ؛ در برهان قاطع گفته : « گرم بضمّ اوّل و سكون ثانى و ميم بمعنى غم و اندوه و زحمت سخت و گرفتگى دل و دلگيرى باشد » پس در اينجا مجازا بمعنى وصفى يعنى اندوهگين و صاحب غم و غصّه به كار رفته است .