محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

65

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

گرده است ، و مهاجر نام آن كسانست كه از خان‌ومان و زن و فرزند بريدند از بهر نصرت مصطفى عليه السّلام و بمدينه رفتند . 146 - المجاهد من جاهد نفسه في طاعة اللَّه عزّ و جلّ . ( 1 ) مجاهد آنست كه جهاد كند با نفس خويش در طاعت خداى تعالى بر هر حال ، و هواى نفس شكسته دارد و فرمان ديو لعين نبرد . 147 - الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت ، و العاجز من اتبع نفسه هواها و تمنّى على اللَّه تعالى « 1 » ( 2 ) زيرك آنست كه پيش از آخرت حساب خود بكند و كار كند آن حال را كه از پس مرگش بود ، و مردى بود كه بنزديك پيرى خود را دريافت و حساب خويشتن كرد پانزده سال از بهر نابالغى بگذاشت ، و شب از بهر خفتن فرو نهاد ، و بهر روزى گناهى بر گرفت : چند هزار گناه برآمد ، مرد زار زار بگريست و گفت : طاقت چندين گناه كه دارد ؟ با آنكه روز بود كه صد و دويست بيشتر حاصل آيد ، و احمق آنست كه نفس را در پس هوا دارد و تمنّاى عفو كند بر خداى تعالى يعنى آنچه ميتواند از گناه مىكند و ميگويد كه : خداى تعالى مرا بيامرزد ، و نداند كه آنكه پيوسته ميپرهيزد و توبه مىكند هم در مخاطره است . 148 - المرء كثير بأخيه . ( 3 ) مرد بسيار بود ببرادرش ؛ يعنى دل مردم نگاه داريد تا هر يكى شما را چون برادر بود ، و از هر كسى ايمن باشيد . 149 - المرء على دين خليله . ( 4 ) مرد بر دين « 2 » آن كس است كه سخت دوستش دارد ؛ زيرا كه آنجا كه در دين مخالفت بود دوستى حقيقى نباشد اگر چه كسى بود كه دوستى ظاهر نمايد .

--> ( 1 ) در يك نسخه باضافهء : « المغفرة » و در جاهاى ديگر باضافهء : « الامانى » . ( 2 ) در هر دو نسخه : « بنزديك » و قياسا تصحيح شد .