محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
63
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
و بدست كس باز ندهد . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : من خصم آن كسم كه مسلمانى را بپادشاه بردارد . 140 - المسلمون يد واحدة على من سواهم . ( 1 ) مسلمانان بايد كه دست يكى دارند بر آنكه مخالف ايشانست ؛ يعنى بايد كه بپشتى يك ديگر امر بمعروف و نهى از منكر كنند ، و اگر مخالفى قصد مسلمانى كند جمع شوند و ويرا باز دارند ، و با يك ديگر چون تنى باشند يعنى چون اندامى از آن دردناك شود همهء اندامهايش رنجور بود « 1 » . 141 - الموت كفّارة لكلّ مسلم . ( 2 ) مرگ كفّارهء گناهان هر مسلمانى بود ؛ زيرا كه از صعبى جان كندن خداى تعالى گناهان او بيامرزد ، و مصطفى عليه السّلام در وقت جان كندن دست بر آب ميزد و بر رو مينهاد و ميگفت : اللّهمّ سهّل علىّ سكرات الموت ؛ يا ربّ ياريم ده بر سكرات مرگ . 142 - طلب العلم فريضة على كلّ مسلم . ( 3 ) طلب علم كردن فريضه است بر همهء مسلمانان ؛ آنچه كردنش فريضه بود دانستنش فريضه بود ، و آنچه گردنش سنت بود دانستنش سنت بود ، و مصطفى عليه السّلام گويد كه : هر كه بآموختن علم دين شود فرشتگان از براى تعظيم علمش پر كشند تا وى بر پر ايشان ميگذرد ، و خداى تعالى بهشت بر وى آسان كند ، و فرق ميان وى و ديگر قوم چون ماه شب چهارده در جنب ستارگان بود ، زيرا كه عالم ميراث گير پيغمبرانست عليهم السّلام ، و هر كه خواهد كه آزادگان را بيند از آتش دوزخ گو طالب علمان را ببين ، و بدان
--> ( 1 ) اشاره بمضمون روايات بسياريست كه در كتب عامه و خاصه از پيغمبر و ائمه عليهم السلام نقل شده و محصل مضمون آنها همانست كه سعدى نسبت بهمهء بنى آدم بنظم آورده است : « بنى آدم اعضاى يك ديگرند * كه در آفرينش ز يك جوهرند » « چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار » « تو كز محنت ديگران بيغمى * نشايد كه نامت نهند آدمى »