محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
62
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
و چهار صد سال فرعون عليه اللّعنه ميگفت قومش را : ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى يعنى : نميدانم شما را خدائى جز از من ؛ منم پروردگار شما ؛ خداى تعالى چون موسى و هرون را عليهما السّلام بوى فرستاد گفت ايشان را كه : با فرعون سخن سهل و نرم گوئيد ؛ فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً ؛ و رفق و مدارا كنيد چون نپسنديد كه پيغمبران او كافرى را چون فرعون عليه اللّعنه سخن درشت گويند براى ديگران چگونه پسندد ؟ ! و از كجا روا دارد كه مؤمنى را برنجانند و با وى سخنى درشت گويند ، و يكى از بزرگان گويد كه : زخم تير دوستر دارم از زخم زبان كه تير باشد كه خطا شود و سخن زبان خطا شود . و مردى از قبل مصطفى عليه السّلام به جائى ميرفت گفت : يا رسول اللَّه مرا وصيّتى كن ، رسول عليه السّلام گفت : زبانت را نگه دار ، مرد را اين سهل آمد ، دگر باره گفت : يا رسول اللَّه مرا وصيّتى كن ، رسول عليه السّلام گفت : مادر بمرگ تو بنشيناد جز از زبان عظيمتر چيزى هست كه آدمى را بدوزخ برد . . . ! و مصطفى عليه السّلام گويد كه : خنك آن كس كه گفتارش ذكر خدا بود ، و خاموشيش انديشه و تفكّر بود ، و نگريدنش عبرت بود . و أمير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد كه : زبان عاقل از پس دل او بود يعنى سخت بينديشد اگر گفتنى بود بگويد ، و احمق نخست بگويد پس بداند كه نيك است يا بد . و در خبرست كه چون بنده از خواب برخيزد اندامهايش زبان را سوگند دهند كه : زنهار چيزى نگوئى كه ما در سر آن شويم . و زاهدى بود كه هر بامدادى و شبانگاهى با خود انديشه كردى ، آنچه بد گفته بودى « 1 » از آن توبه كردى ؛ قال اللَّه تعالى : ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ؛ يعنى هيچ لفظى از زبان بنده بيرون نيايد إلّا كه : دو فرشته آن را مينويسند و به حساب ميدارند . 139 - المسلم أخو المسلم لا يظلمه و لا يسلمه « 2 » . ( 1 ) مسلمان برادر مسلمان است بايد كه بر وى ظلم نكند و بپادشاهش نسپارد ،
--> ( 1 ) در نسخهء ديگر : « بد كرده بود » . ( 2 ) يقال : أسلم فلان فلانا اذا ألقاه الى الهلكة .