أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
80
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
و آنكه او را با معجزههاى استوار و برهانهاى روشن و آشكار مبعوثش كرده كه محمد است اين عبادت را بدستور حضرت او براى ما آورده از آن بپرس تا من آن را براى تو روشن كنم . راوى گويد : ابن ابى العوجاء خود را باخت و ندانست چه گويد و از نزد آن حضرت برگشت و بيارانش گفت : من از شما مى ناب درخواست كردم و شما مرا در آتش تافته پرتاب كرديد . به او گفتند : خموش باش ، خفه شو ، به خدا سوگند تو با سرگردانى و درماندگى خود ما را رسوا كردى و ما امروز نديديم كوچكتر از تو در مجلس آن حضرت . گفت : شما به من اين سخن را ميگوئيد راستش او پسر كسى است كه سر همهء اين گروه انبوه را كه بينيد تراشيده و با دست خود اشاره كرد بحاضران در موسم حج . در اين خبر كفايت هست براى هر كه انديشد و هر كه اين مسأله را تصور كند بدان بىنياز باشد از دليل ديگر . و بدان كه از نظر عقل فرق نيست كه عبادت نمازى باشد كه ركوع و سجود و قيام و قعود دارد يا طواف و سعى و هروله و راه رفتن و مانند آنها باشد كه وسيلهء اظهار خشوعاند و خضوع ، و باز فرقى نيست كه غسل و روزه باشد و يا سر تراشيدن و احرام ، بلكه فرقى نيست ميان رفتن به مسجد و سجده كردن مكرر و ميان سعى بين صفا و مروه و پراندن سنگريزه ، همهء اينها يكسانند در اينكه مىتوانند مورد امر عبادى باشند و يك رشته پياپى است و اينكه مىتوانند مورد تكليف باشند و هيچ ملتى و مذهبى نباشد جز اينكه عباداتى دارند از همين نوع اگر چه نحوهء آنها گونهء ديگر دارد . بعلاوه ما مىبينيم كه تند دويدن در برخى اوقات خود بزرگداشت و احترام باشد مانند اينكه يك مقام و الا را چون زير دستش از دور بيند شتابان بسوى او رود و تند بدود كه به دو پناه گيرد و دستش را ببوسد و در اين كار او را بزرگ داشته و احترام كرده و خواه اينكه بشتابى بسوى كسى كه خواهى بزرگش دارى و زبون شوى در برابر او و خاضع شوى برايش يا بشتابى بدان جا كه فرمانت داده و بدان كار زبونى كنى و