أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
78
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
نكرده و اگر واجب كرده بود دليلى بر آن آورده بود و آنچه را بايد معتقد بود اينست كه تكليف كن و فرماندهء حكيم و فرزانه را خللى نباشد و تكليفش بيهوده نيست و نفرستد بسوى خلقش كسى كه دروغ از او روا باشد يا فرمان به عبث دهد و چون اين اصل ثابت شد بايد امتثال كرد فرمانهاى خداوند حكيم را كه بوسيلهء پيغمبرى راستگو و امين وارد شدند و اعتقاد باينكه مقصودش از آنها طاعت او است بانجام آنها و اينكه فرمانش بدانها نه جز آنها نباشد جز باينكه دانسته مصالح خلق خود را در آنها و پيشنهاد كرده بدانها مقام استحقاق پاداش را و ارزشمندى آن را تا برساند فرمانبران بدانها را به نعمت هميشگى و نادانى بنده بدان مصالح بطور تفصيل مخالف نيست با آنچه خدا دانسته از حكمت امر بدانها با راستگوئى كسى كه آنها را از طرف او ابلاغ كرده چنانچه نادانى ما به علل جدا بودن مردم از هم در كارهاشان و باسباب اختلاف آنچه صنعت گرانشان ساختند از ابزار زندگى موجب قطع نباشد كه بازيگر و بيهوده كارند و نادان و كاسته و اين است جان سخن در بارهء آنچه خدا برگزيده و فرمان داده و اين مدار احتجاج و انديشه است و هر كه آن را درست دريابد در مسائل ديگر هم از آن يارى گيرد و استفاده كند . و يكى از ملحدان از مولاى ما جعفر بن محمد الصادق ( ع ) پرسيد از طواف به خانهء خدا و آن حضرت پاسخى به دو داد كه خاص و عام آن را نقل كردند . 54 - بسندش تا كلينى تا عباس بن عمران فقيمى كه ابن ابى العوجاء و ابن طالوت اعمى و ابن مقفّع با چند تن از زنادقه هنگام حج در مسجد الحرام گرد آمدند و امام جعفر صادق ( ع ) آن وقت در مسجد بود و بمردم فتوى ميداد و قرآن را برايشان تفسير ميكرد و از مسائل حج جواب ميگفت . آن مردم زنديق بابن العوجاء استاد خود گفتند : تو ميتوانى اين مرد را كه بر مسند رهنمائى نشسته به غلط اندازى و خطاگويش سازى و از او بپرسى آنچه مايهء رسوائى او شود نزد مردمى كه گرد او را گرفتند تو ميبينى چگونه مردم شيفتهء او شدند و او علامهء زمان خود مىباشد .