أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

75

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

اگر آنها را نيافريدى چنين فاجعه رخ ندادى و اگر به آنها تكليف نكردى كافر نشدند . جواب : بايد گفت : اگر بايد آفرينش مردم و تبليغ تكليف بدانها زشت است و خلاف حكمت ، براى اينكه اگر نبودند كسى مستحق عذاب و خلود در دوزخ نميشد چيزى پست‌تر و زيانبارتر از عقل نيست زيرا اگر آدمى عاقل نبود هيچ سرزنشى نداشت و كيفرى بر او بايست نميشد و تأديبى براى لغزش او نبود و چون عاقل است همهء اينها به او وابسته شوند و مستحق آنها گردد ، و همهء امم از ملحد و موحد و خدا نشناس و خداشناس اتفاق دارند بر شرافت عقل و فضيلت و برترى آن و بر اينكه ضد عقل و كم بود آن ساقط است و مردود . اگر گويند : عقل دعوتى ندارد به چيزى كه سبب سرزنش باشد و بر آن واندارد و دخالتى نكند ، بلكه تنها از كار زشت جلوگير است و بازدارنده ، و اگر خواهد شخص عاقل كار زشت نكند ، علاوه از آن در عقل منافعى است كه عزت دانش و شرافت شناسائى و بزرگداشت لذت است . بايد بدانها گفت : آفرينش مردم و تبليغ و تكليف هم به چيز زشتى دعوت نكنند و بكفر واندارند و تأثيرى ندارند در آنچه مايهء كفر و خلود در دوزخ است ، بلكه از آن نهى كنند و باز دارند و اگر مكلف خواهد ميتواند كافر نشود بلكه فرمانبرد و مستحق خلود در نعمت بهشت شود چنانچه ديگرى كه فرمانبرده مستحق آنست . و بعلاوه در تكليف ، فراهم شدن والاتر منازل نعمت است كه درجهء استحقاقى باشد و در آنست انجام آنچه مقتضى حكمت و صلاح مردم است . و مطلب ديگر اينست كه در معرض قرار دادن مردم براى رسيدن به ثواب ابدى و امر بمعرفت منعم و شكر او و ترك جور و فساد و ستم و سفاهت از نظر عقل نيكو است چنانچه در معرض قرار دادن براى نابودى و جور و سفاهت از نظر عقل زشت است و فاسد . و اگر نافرمانى مأمور و دچار شدن او بسوء اختيار خودش باستحقاق عقاب با علم آمر بسرانجام هلاكت بار وارونه سازد پيشنهاد خير و امر به نيكى را و آن را فاسد و زشت كند ، بايد فرمانبردارى مأمور و سرانجام خوب او بحسن اختيارش كه استحقاق مدح