أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

66

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

چشمم بخوابند و دلم نخوابد . همهء اين روايات خبر واحدند و اگر پذيرفته شوند بدين نهج معنى دارند . و استادم ( ره ) ميفرمود : اگر براى بشرى رواست كه در بيدارى خود را خدا خواند چون فرعون و همگنانش با اينكه آدمى كم چاره و بيچاره است و در بيدارى دچار اشتباه نميشود چه مانعى دارد كه شيطان نزد آدم خواب وسوسه كند كه من پيغمبرم با اينكه شيطان قدرتى دارد كه بشر ندارد و در حال خواب اشتباه كارى بسيار مىشود كرد و از آنچه براى تو توضيح ميدهد كه در برخى خوابها آدمى كه خيال مىكند رسول خدا ( ص ) و يا ائمه عليهم السلام را ديده درست و نادرست دارد اينست كه بينى يك شيعه ميگويد : من رسول خدا ( ص ) را در خواب ديدم كه امير مؤمنان ( ع ) بهمراهش بود و به من فرمود : از او پيروى كن نه ديگرى و به من اعلام كرد كه او است خليفهء پس از من و ابو بكر و عمر و عثمان ستمكار و دشمن اويند و مرا از دوستى آنان نهى كرد و به بيزارى از آنان فرمان داد و مانند آنها از آنچه خاص مذهب شيعه است . و آنگاه ناصبى را ببينى كه ميگويد : رسول خدا ( ص ) را در خواب ديدم كه همراهش ابو بكر و عمر و عثمان بودند و آن حضرت مرا بدوستيشان فرمان داد و از دشمنيشان نهى كرد و به من اعلام كرد كه آنان ياران اويند در دنيا و آخرت و همراه اويند در بهشت و مانند اينها از آنچه خاص مذهب ناصبيها است و ناچار بايد بدانى كه يكى از دو خواب درست است و ديگرى نادرست و بهتر دليل صحت و بطلان هر كدام همانست كه در بيدارى دليل بر آن اقامه شده و شيعه را نرسد كه به ناصبى گويد تو دروغ گوئى كه رسول خدا ( ص ) را در خواب ديدى زيرا او هم همين را به او خواهد گفت . و ما خود يك ناصبى را كه شيعه شده بود ديديم كه بما گفت پس از شيعه شدن خوابها بيند ضد آن خوابها كه در حال ناصبى بودن مىديده و از آن روشن است كه يكى از دو خوابش نادرست بوده و اثر حديث نفس و وسوسهء شيطان بوده و مانند آنها . و راستش خواب درست از لطف خدا تعالى است به بندهء خود بدان معنا كه پيشتر گفتيم . و اينكه در خواب درست گوئيم پيغمبر ( ص ) را در خواب ديده به اين معنا است