أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

51

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

بعثت همراه رسول خدا بوده و از اطرافيانش بوده و ديده كه خدا هميشه پيغمبرش را منظور دارد و جانش را نگه مىدارد و آن حضرت به هر كس مسلمان ميشد خبر ميداد كه خدا البته او را بر دشمنانش پيروز خواهد كرد و به او وعده داده كه پرچم او را بر افرازد و شرع او را پيروز گرداند و اين خود مايهء اطمينان بسلامت و بىاندوهى بوده و نترسيدن بعلاوه از آنچه بر او روشن شد از آيات و معجزات كه مايهء آرامش بودند و نترسيدن چون تار بافتن عنكبوت بر در غار و تخم نهادن پرنده بر آن في الحال و گفتهء پيغمبر به دو در حالى كه ديد اعتمادى به خدا ندارد و اندوه مىخورد و سخت بيتابى مىكند كه اگر دشمنان از اينجا بر ما وارد شدند از آنجا بدر رويم و اشاره كرد بيك سو از غار كه شكافت و دريا پيدا شد ، و با برخى از اينها هراس زده آرام شود و باندكش ترسنده مطمئن گردد . ولى ابو بكر به هيچ كدام آرام نشد و اندوه و بيتابى وانمود تا آنجا كه دلالت دارد بر شك او در هر چه شنيده و ديده و پس از اين توضيح شكى نماند در زشتى ترس او و در اينكه نافرمان خدا بوده و نهى كاشف آنست . و اما اندوه مادر موسى هم از اندوه ابى بكر مبرا است زيرا كسى شك ندارد كه ترس و اندوه او براى نگرانى از حال فرزندش بوده كه دستور يافته او را به دريا افكند و ميتواند بود كه در آن حال نميدانسته كه سالم ميماند و با وضع بهترى به او برميگردد و دچار ترسى شد كه هر مادرى براى فرزندش در چنين وضعى دارد كه دچار جدائى او شود ، و چون خدا به او فرمود ( آيهء 7 سورهء القصص ) : « نترس و اندوه مخور البته كه ما او را به تو برگرداننده‌ايم و او را از رسولان سازيم » آرام شد براى باور كردن گفتهء خدا و اطمينان براست بودن وعده . و ابو بكر شنيد آنچه مادر موسى شنيد و بيش از آنچه او ديده بود به چشم خود ديد ولى دلش آرام نشد و روحش پايدار نگرديد و روشن است فرق ميان اندوه مادر موسى و اندوه او . بعلاوه ظاهر آيه گواه است كه چون خدا تعالى بمادر موسى فرمان داد فرزندش را به دريا اندازد بدنبال فرمان خدا فورا دلش آرام شد كه خدا سبحانه فرمود : ( آيهء 7 سورهء القصص ) « و وحى كرديم بمادر موسى كه او را شيرده و چون بر او ترسيدى