أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
130
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
و رسول خدا ( ص ) به او پاسخ نوشت : بنام خداوند بخشايندهء مهربان از طرف محمد رسول خدا به اكثم بن صيفى : من خدا را بسوى تو سپاس گويم راستش خدا به من فرموده : بگويم : نيست شايستهء پرستشى جز خدا آن را گويم و وادارم مردم را بدان ، خدا مردم را آفريده و آفرينش و فرمان همه از آن خدا است آفريده آنان را و ميراند و او است كه آنان را زنده كند و بسوى او است سرانجام ، شما را اعلام كنم بآداب رسولان و البته كه بازپرسى شويد از خبر بزرگ و البته بدانيد گزارش آن را پس از روزگارى . چون نامهء رسول خدا به دو رسيد بنى تميم همه را جمع كرد و پند داد و تشويق كرد همراه او بحضور پيغمبر روند و به آنها شناساند كه اين امر بر آنها واجب است و از او پذيرا نشدند و در اين وقت خودش تنها به خدمت رسول خدا ( ص ) حركت كرد و جز فرزندان و نوهها با او نبودند و پيش از اينكه به خدمت آن حضرت برسد مرد و نسب او اكثم بن صيفى بن رباح است ( و نياكان او را تا عمرو بن تميم بن مرة برشمرده ) . 6 - صيفى بن رباح پسر اكثم نامبرده كه دويست و هفتاد سال زيست و عقلش بر سر جا بود برخى راويان پنداشته ذو الحلمى كه متلمس يشكرى در شعر خود نام برده او است ( در اينجا شعرى از متلمس آورده ) . 7 - صبيرة بن سعيد بن سهم بن عمرو كه دويست و بيست سال زيست و هرگز مويش سفيد نشد و اسلام را درك كرد و مسلمان نشد . ابو حاتم و رياشى بسندى روايت كردند كه صبيرهء سهمى مرد و دويست و بيست سال داشت و مويش سياه بود و دندانهايش درست و عموزادهاش قيس بن عدى براى او اين مرثيه را سرود : 1 - كيست كه از مرگ در امانست پس از صبيرهء سهمى كه مرد ؟ 2 - مرگش بر سپيدى موى او سبقت جست و ناگهانى شد . 3 - پس توشه برداريد و نابود نشويد ميان خاندان خود آهسته .