أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

117

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

به بزرگمهر گفتند : دانش برتر است يا مال ؟ گفت : دانش ، گفتندش : چرا ببينيم كه دانشمندان بر در خانهء توانگرانند و توانگران بدر خانهء دانشمندان نروند ؟ گفت : براى اينكه علماء سود مال را دانند و توانگران بفضل دانش جاهلند . يكى از آنان اين قطعه شعر را سروده : دانش زيور و شرافت دارندهء آنست * رهياب باشى بجو فنون دانش و ادب را خيرى ندارد آنكه نژاد عالى دارد و ادب ندارد چه بسيار خانواده دارى كه گفتن نداند و تپ تپ كند « 1 » و چه بسيار گمنامى كه پدر نامدارى ندارد و ادب دارد * كه بدان بمقامات بلند رسد و بمال و شهرت اى طالب دانش چه خوب چيزى را جويائى * آن را عوض مكن با پول نقره و پول طلا دانش پس‌انداز و گنجى است كه همتا ندارد * چه خوب همدمى است هر گاه يار خردمندى شود از ابن جريج آوردند كه گويد : سحرگاهى بيرون شدم و يك برگ نوشته را بادها بر هم ميزدند و منش برداشتم و چون بامداد روشن شد در آن نگاه كردم و نوشته بود ، شعر : خواهى مستمند باش يا خواهى توانگر * در دنيا چاره‌اى نيست از اندوه خوردن و هر آنچه نعمتت فزايد * فزايد آنچه را كه اندوهت فزايد راستش من مردم را در روزگار خود * ديده‌ام كه دانش را براى دانش نجويند بلكه براى به خود باليدن بر ياران خود * و آماده كردن براى ستم و زورگوئى ابن جريج گفت : به خدا اين اشعار مرا از بسيار چيزها بازداشت .

--> ( 1 ) چون دو مصرع دوم اين دو بيت داراى لغاتى مشتبه بوده و نسخهء اصل كتاب را هم بدست نياورديم تا مقابله كنيم لذا ترجمه نشد .