أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
118
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
يك پرسش : چه توجيهى دارد تكرارى كه در سورهء الكافرون است و بازگوئى نفى در آن چند بار با اينكه يكبارهم بس بود و مقصود را افاده ميكرد ؟ در پاسخ اين پرسش مردم چند جواب دادند و ما بهتر آنها را و سودمندتر آنها را كه چند معنى دارد مىآوريم تا بدانى كه آنچه از نفى جملهء نخست فهميده مىشود جز آنست كه از نفى در جملهء دوم فهم شود و از اينجا دانسته شود كه تكرارى نشده و براى پرسنده بقيهء از پرسش ميماند ، و من از آن جواب مىدهم كه لفظ « اعبد » دو معناى جدا از هم دارد : 1 - بمعنى خضوع و خشوع كنم كه عبادت است و بدين معنى معروف است و نياز بدليل ندارد : 2 - اينكه « اعبد » بمعنى « اجحد » باشد يعنى انكار دارم از ريشهء « عبود » است بمعنى « جحود » و اهل زبان عرب آن را شناسند . يكى گويد : عبدنى فلان حقى : يعنى فلانى حق مرا انكار كرد . شاعر سروده : فلو سألت قريشا من يؤمهم * ما ميلوا ذاك عن قومى و لا عبدوا ترجمه : اگر بپرسى از قريش كيست پيشوايشان * كج نسازند آن را از قوم من و انكار نكنند و « عبدوا » را بمعنى « جحدوا » آورده . و از يكى ائمهء ما عليهم السلام در تفسير قول خدا تعالى ( در آيهء 81 سورهء الزخرف ) : « بگو اگر خدا را فرزندى باشد من نخست منكر آنم » روايت شده كه « عابدين » بمعنى « جاحدين » است و اين براى آنست كه روشن است هر كه را فرزندى باشد حادث است و حادث نتواند خدا باشد پس قول خدا عز و جل در جملهء نخست سوره كه : « لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ » يعنى من تواضع ندارم براى بتهاى شما چنانچه شما انجام دهيد و شما هم آن را براى معبود من كه تواضعش كنم انجام ده نباشيد ، و اينكه در جملهء دوم فرمود : « وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ »