أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

97

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

اولى است بسرپرستى آنان و قيام بامورشان از اين راه كه طاعتش بر آنها واجب است و هيچ عاقلى شك ندارد كسى كه اولى است بسرپرستى خلق و امر و نهيشان از خود آنان او امام و پيشواى آنها است كه واجب است بر آنها فرمانبردن از او . و وجه بهتر در تقرير مطلب : آنچه روشن كند كه پيغمبر ( ص ) خواسته براى امير مؤمنان ( ع ) مقام رياست و امامت و تقدم بر همهء مسلمانان را و بفهماند كه بايست داشته باشند فرض طاعت را اينست كه از آنها اقرار گرفت يا لفظ اولويت بفرماندهى كه مستحق آن بود بر آنها و آنچه مقتضاى آن بود و البته ثابت است با اولويت آن حضرت بر مردم از خودشان كه رئيس و امام آنها است و فرمانش بر آنها نافذ است و طاعتش بر همه مفترض و بايستى كه امير مؤمنان ( ع ) به حكم اولويت بر آنها از خودشان همهء اين مراتب را دارا باشد زيرا پيغمبر مقرر كرد براى او از طرف خودش مانند آن را كه بايست بود برايش و گويا فرمود : هر كس كه من اولى هستم بر او از خود او در چنين و چنان پس على اولى است به دو از خودش در بارهء آن . باز وجه ديگرى : و آن اينست كه چون معانى لفظ مولى را بسنجيم در ميان آنها معنائى كه درست باشد پيغمبر ( ص ) آن را در اينجا قصد كرده باشد جز به همان معنا كه امامت و رياست على ( ع ) را بر امت مىرساند در ميان نيست زيرا امير مؤمنان ( ع ) مالك بنده‌هاى مملوك رسول خدا ( ص ) نبود و آزادكنندهء آنها هم نبود كه آن حضرت آزاد كرده بود تا درست آيد كه يكى از اين دو معنا مقصود باشد و آزاد شده هم نميشود مقصود باشد چون اين معنا در بارهء پيغمبر و على عليهما السلام موضوع ندارد و نميشود كه عموزاده و ناصر را قصد كرده باشد و همهء مردم را در اين مقام گرد آورده باشد تا بگويد هر كه را من عموزاده‌ام على عموزادهء او است و هر كه را من ناصرم على ناصر او است زيرا همه بيقين از آن پيش اين را ميدانستند و چه كسى شك داشت كه هر كه را رسول خدا ( ص ) عموزاده است على ( ع ) هم عموزاده است ؟ و چه كسى نميدانست كه همهء مسلمانان ناصران كسى باشند كه ناصر رسول خدا است ؟ و تخصيص آن