أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

26

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

نامه را خواند و به راه خود رفت و منصور جرير نواده جرير بن عبد اللَّه بجلى را كه از دوستان ديرين ابو مسلم و يگانه دوران و سياستمدارى يكتا بود نزد او فرستاد و او وى را فريب داد و با مخالفت مشاورانش وى را نزد منصور آورد و منصور در كنار دجله و مدائن چادر زده بود . مسعودى شرحى در باره تدبير منصور براى كشتن ابو مسلم بيان كرده ، اين كشتار ناجوانمردانه ابو مسلم شكستى بود در بازوى تواناى خلافت عباسى و دشمنى او را با سرداران خدمتكار ايرانى كه پايه‌گذار حكومت آنان بودند آشكارا كرد و در ايرانيان كشورى هم چون خاندان برمكى اثر گذاشت و آنان را از تقربى كه بدستگاه خلافت عباسيان داشتند دور كرد از اين رو حزب مخالف آنان روى كار آمدند و در دوران خلافت جانشين منصور كه پسرش محمد به لقب مهدى بود كارگزاران دربار او بيشتر عربها بودند . مادر مهدى ام موسى از نواده‌هاى ذى رعين بود كه از پادشاهان يمن بود و شرف عربى و خانوادگى بلند پايه‌اى داشت و اين هم خود وسيله‌اى براى تقرب حزب مخالف ايرانيان بود . منصور نام جانشين خود را محمد نهاد و او را مهدى لقب داد و در ترويج او بسيار كوشيد و منظورش گمراه كردن افكار مسلمانان بود زيرا در اخبار چندى ميان مردم منتشر بود كه قائمى از آل محمد ظهور كند و دنيا را پر از عدل و داد كند از آن پس كه پر از ستم و بيداد شده او خواست جانشين خود را مهدى موعود به حساب گزارد و شايد به همين منظور بوده كه بيعت براى خلافت او هم در مكه انجام شده چنانچه مسعودى در ص 319 ج 3 مروج نامبرده گويد : ربيع آزاد كردهء او در مكه روز ششم ذيحجه كه روز شنبه بود از سال 158 براى او بيعت گرفت متصدى بيعت گرفتن او ربيع بود و وزيران او هم عرب بودند چون معاوية بن عبد اللَّه اشعرى و پس از عزل او يعقوب بن داود سلمى . دربار او عربى بود و اخلاق او هم عربى بود دنبال شكار و تفريح و بذل و