أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

27

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

بخشش به شعرا ، و مديحه‌سرايان روزگارش ميگذشت و بقول مسعودى همه پس انداز منصور را كه ششصد مليون درهم و 14 مليون اشرفى طلا بود بباد داد و خزينه را تهى كرد و خزانه دارش بنام ابو حارثه نهرى آمد و كليدهاى بيت المال را جلو او گذاشت و گفت بيت المال تهى نياز بكليد ندارد . و داستان‌ها از گردش و شكار او در مروج مسعودى ذكر شده و هم در ص 326 مروج نامبرده گويد : منصور او را بر حكومت رى گماشت و شرقى بن قطامى را به دو پيوست و فرمودش تا جنگهاى عرب و مكارم اخلاق و دروس تاريخ و اشعار را به دو بياموزد و شبى مهدى به او گفت : اى شرقى با داستانى دلنواز دلم را گرم كن ( و او داستان دو نديم جذيمة الابرش ) را تا پايان براى او گفت « 1 » تا گويد : مهدى در دنبال شنيدن آن چنان بخنده افتاد كه با هر دو پاى خود زمين را ميكاويد . مهدى در سال 169 اواخر محرم درگذشت و موسى پسرش كه لقب هادى داشت و وليعهد اول او بود و دومين او هارون بود بجاى او نشست . بگفته مسعودى در ص 335 ج 3 مروج نامبرده خود گويد : مردى بود سخت دل و تندخو ، مشكل پسند بسيار اديب و ادب پسند ، نيرومند و دلير ، پر بخشش و با سخاوت . و ربيع حاجب جدش منصور را بوزارت خود گماشت و وظيفه عمر بن بزيع هم كه سر كارى امور دربار خلافت بود به دو واگذار كرد و سپس عمر بن بزيع را بوزارت گماشت و سر دفتر نامه‌ها كرد و ربيع تنها سر كار امور شد و در اين سال ربيع مرد و بقولى هادى او را مسموم كرد بخاطر كنيزى كه مهدى بوى بخشيده بود و پيش از آن ، از آن ربيع بوده ( يك رقابت عجيب به حساب دوران گذشته ) . در دوران او شورش حسين نواده امام حسن عليه السّلام رخ داد كه در دو

--> ( 1 ) متن اين داستان در ص 330 و 331 مروج نامبرده بتفصيل ذكر شده است .