أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
25
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
بنياد حكومت عباسيان با كمك مردان با تدبير و انديشمند ايرانى بود و در آغاز كار خود آنها را در اداره امور كشورى و لشكرى شريك كردند ولى پس از استقرار حكومت خرده خرده آنها را كنار زدند و مردانى بىمايه كه چاكران حلقه به گوش خود ميشمردند روى كار آوردند چنانچه منصور در آغاز كار خود خالد بن برمك يكى از نو مسلمانان نامور ايران را بوزارت خود برگزيد ابن خلكان در ص 231 كتاب خود گويد ، ابو ايوب موريانى سليمان بن ابى سليمان مخلد است و برخى گفتند داود موريانى است و خوزى بوده كه وزير ابى جعفر منصور شد پس از خالد بن برمك جد خاندان برامكه و بسيار بر منصور مسلط شد چون در سابق سر دفتر سليمان مهلبى بود و منصور هم پيش از دوران خلافت خود از طرف سليمان بخشدار بخشى از فارس بود و سليمان او را باختلاس از دارائى متهم كرد و شلاق زيادى به او زد و از او تاوان كم بود درآمد را گرفت و چون منصور بخلافت رسيد سليمان را دستگير كرد و گردنش را زد چون در آن دوران اتهام خواسته بود او را برهنه و رسوا كند ولى ابو ايوب موريانى واسطه او شده و او را آزاد كرد . اين سابقهء خدمت را منظور كرد و او را بوزارت خود برگزيد . خطرناكترين شورشيان بر منصور شورش عبد اللَّه بن على عم او بود كه مسعودى در ص 302 ج 3 مروج چاپ مصر گويد : خود را در ميان اهل شام و ديگر همراهانش خليفه خواند و با او بيعت كردند و مدعى شد كه سفاح خلافت را به كسى داده كه داوطلب كشتن مروان باشد - تا گويد - منصور ابو مسلم را مأمور سركوبى او كرد و با او در اطراف نصيبين نبرد بسيارى كرد كه چند ماه بدرازا كشيد و هر دو گروه پايدارى كردند و خندقها كندند و سپس عبد اللَّه بن على و همراهانش شكست خوردند و خود او با خاصانش ببصره گريختند و بسليمان بن على عم منصور پناهنده شدند و ابو مسلم غنائم آنان را بدست آورد - تا گويد : ابو مسلم از جزيره عزم رفتن بخراسان كرد و عراق را پشت سر نهاد و منصور هم از انبار بمدائن كسرى آمد و به ابو مسلم نوشت من با تو رو در رو سخنها دارم كه در نامه نگنجند و بايدت چند روزى نزد ما باشى و او