أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

23

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

براى انجام حج بمدينه آمد ، مالك را ديدار كرد و گفت در روى زمين اعلم از من و از تو كسى نيست ولى من دست به كار اداره امور خلافت هستم و فرصت كتاب و رساله نوشتن ندارم و اما تو : فوطّأ للنّاس طريقا يمشون عليه و احذر رخص ابن عبّاس و شدائد ابن عمر . تو يك رساله عملى براى مردم بنويس كه آن را به كار بندند و به راه آن بروند و از رخصتهاى ابن عباس و سخت گيريها و احتياطهاى عبد اللَّه بن عمر كه دو مرجع فتواى پيشين بودند حذر كن و ميانه‌رو باش . « 1 » با اين فرمان همه مردم جهان را بدر خانه مالك كشاند تا بدر خانهء امام صادق نروند . و در عراق كه دانشگاه كوفه بود و بنياد گزارش على عليه السّلام بود و تا هنوز شاگردان آن حضرت نفوذ علمى داشتند و رو بخاندان پيغمبر ص مينمودند براى اخذ

--> ( 1 ) مالك براى نخستين بار كتابى در فقه اسلامى نوشت و آن را به بابها تقسيم كرد و روش او نمونه‌اى از فقه اخبارى بوده و در هر بابى بذكر احاديثى راجع بمسأله مورد باب پرداخته و از فكر خود چيزى نياورده مبناى فقه مالك قرآن و سنت و روايت بوده و در مواردى كه براى مسأله دليل روشنى از قرآن و حديث در دست نداشته روش و سيره اهل مدينه را دليل گرفته و آن را بازگوى نظر پيغمبر ص شمرده براى اينكه عملى بوده كه در حضور پيغمبر ص انجام شده و يا در حضور اصحاب پيغمبر ص و بر آن اعتراض نشده است ولى بدين نكته توجه نكرده و يا نخواسته توجه كند كه پس از پيغمبر در دوران خلفاء بدعتهاى بسيارى بمقتضاى سياست روز پيدا شده و مردم بدان گرويدند و آن را پذيرفتند و به كار بستند و نام سنت شيخين بر آن نهادند كه در شوراى شش نفرى وصيت نامه عمر چون به على عليه السّلام پيشنهاد كردند كه سنت شيخين را بپذيرد و خليفه باشد حضرتش فرمود من تنها به قرآن و سنت پيغمبر كار ميكنم و سنت شيخين را قبول ندارم ولى عثمان آن را قبول كرد و پس از عمر بخلافت انتخاب شد .