أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
22
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
و دمنه را ترجمه و يا تأليف نمود كه ارزش آن تا امروز هم مورد گواهى و شگفت دانشمندان و اديبانست و كتاب احكام سلطانيه را در تنظيم امور قضائى و ادارى نوشت او را به زندقه متهم كردند و بتنور تافته سرازير نمودند . در برابر منصور شورشهاى چندى پديد شد كه آنها را به زور نيرو و سرنيزه سركوب نمود « 1 » و نفوذ علمى خاندان پيغمبر به رهبرى امام صادق خودنمائى داشت و او را ناراحت و بيمناك كرده بود و بهانهاى در دست نداشت كه با شمشير پاسخ دهد از اين رو به تأسيس مكتبهاى باصطلاح علمى و فقهى دست زد و اول بار مالك بن انس امام مالكيان را برانگيخت كه در باره نامگذارى كتاب او بموطأ آمده است كه چون منصور
--> ( 1 ) در ج 3 مروج الذهب مسعودى ص 306 چاپ مصر گويد : در سال 145 محمد بن عبد اللَّه نواده امام حسن مجتبى عليه السّلام در مدينه شوريده و بسيارى از شهرها با او بيعت كرده بودند و او را نفس زكيه ميخواندند چون بسيار زاهد و عابد بود و از منصور خود را نهان ميداشت و ظهور نكرد تا منصور پدرش عبد اللَّه و عموهايش و بسيارى از خاندانش و همراهانش را دستگير كرد و چون او در مدينه شوريد منصور اسحاق پسر مسلم عقيلى را كه پير مرد صاحب رأى و تجربه بود خواست و گفت : در باره يك شورشى بر من نظر بده گفت ، او را وصف كن ، گفت مرديست از فرزندان فاطمه دختر رسول خدا ص عالم و زاهد و پارسا ، گفت پيروانش كيانند ؟ گفت اولاد على و جعفر و عقيل و اولاد عمر خطاب و زبير و ديگران قريش و اولاد انصار ، گفت بگو در چه شهرى قيام كرده ؟ گفت در شهرى كه نه زراعت و نه دام شير ده دارد و نه تجارت چندانى او ساعتى فكر كرد و پس از آن گفت : اى منصور بصره را پر از قشون كن ، منصور با خود گفت اين مرد خرف شده ميگويم شورش در مدينه است او ميگويد بصره را پر از قشون كن و او را برگردانيد و طولى نكشيد كه ابراهيم برادر محمد در بصره شوريده - تا گويد : منصور عيسى بن موسى را با 6 هزار سواره و 2 هزار پياده بسوى مدينه فرستاد و محمد بن قحطبه را با قشون انبوهى بدنبالش و با محمد در مدينه جنگيدند تا او كه 45 سال داشت كشته شد . ( مترجم )