أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

21

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

و بسيارى از تحولات اوضاع مركزى حكومت بنى عباس را ميتوان بر همين پايه رقابت و دودستگى دربار خلافت تجزيه و تحليل نمود . در دوران پايه ريزى حكومت نيرومند عباسيان كه برنامه ريزش منصور عباسى بود ربيع حاجب « 1 » و به تعبير ديگر وزير دربار منصور بود و همشور و كارگزار مخصوص او بود و نفوذ او برتر از همه بود او ميتوانست در تصميمات وى مؤثر باشد و مانند يحيى برمكى مشاور درجه دوم محسوب ميشد و سرداران فاتح از نژادهاى ديگر مانند ابو مسلم خراسانى در جبهه‌هاى دور بودند و هم نفس او نبودند ، براى حزب عرب به رهبرى ربيع امكانات بسيارى وجود داشت و براى مخالفان خود ميتوانستد نقشه‌هاى نابودكننده‌اى تنظيم كنند و به نظر منصور برسانند و هر گونه اتهام بمخالفان بزنند و منصور را در بارهء آنان بدبين كنند و آنها را نابود سازند و ابو مسلم با اينكه برگزيدهء ابراهيم امام مؤسس شورش ضد اموى بود از دسيسه‌هاى آنان بدور نماند و با همه خدمت و فداكارى او را متهم كردند و منصور را بكشتن بىرحمانه و نامردانه او و يارانش واداشتند . و مردان علم و دانش هم مانند عبد اللَّه بن مقفّع از اين دسيسه‌ها بر كنار نبودند و با اينكه او خدمت علمى فراوانى بحكومت منصور كرد و كتاب حكمت كليه

--> ( 1 ) ربيع بنقل از ابن خلكان ص 203 چاپ تهران . ابو الفضل پسر يونس بن محمد و از وابسته‌هاى بعثمانست كه نياى خوزى او را آزاد كرده و سرسپرده منصور شده و چون غلامان خانه زاد به او خدمت كرده ، گويد حاجب و دربان منصور بود و پس از ابو ايوب موريانى وزير او شد منصور بسيار او را دوست ميداشت و پر به دو اعتماد داشت . مسعودى در ص 313 مروج گويد : روزى منصور بربيع گفت : حاجتى دارى بگو ، گفت حاجتم اينكه پسرم فضل را دوست بدارى ، گفتش واى بر تو دوستى بىسبب نشود ، گفت : خدايت نيروى سبب سازى داده ، گفت : چه باشد ؟ گفت بر او لطف كنى تا دوستت دارد و دوستش دارى .