أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
129
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
هم مادر تندرست را بزنى گرفته و دو دختر از او دارد بنا بر اين بيمار چهار دختر دارد كه دوتاشان عمه آن تندرستند و دوتاشان خاله او و دو تا جده هم يكى از پدر و يكى از مادر دارد كه هر دو زن آن تندرستند و دو زنش جده امى و جده ابى آن تندرستند و دو خواهر پدرى هم دارد كه خواهر مادرى آن تندرستند . دخترانش همه دو سهم ارث را برند و دو زنش يك هشتم و دو جدهاش يك ششم و باقيمانده از ان دو خواهر پدرى او است و اين گونه تقسيم ارث بمذهب عامه صحيح است نه خاصه « 1 » شبههء جبريان كه كارهاى بنده را از خدا دانند جبريها دليل آوردند بر اين كه ايمان كه يكى از امور واجبه بر بندگانست كار خدا است بآيهء شريفه ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) كه در سوره فاتحه است يعنى هدايت كن ما را به راه راست ، گفتند ترديد ندارد كه مقصود اينست كه خدا بما بياموزد از او خواهش هدايت كنيم و اين هدايت مورد خواهش از دو حال بيرون نيست و يا مقصود از آن دلالت است و راهنمائى چنانچه آنان گويند و با خود ايمانست كه ما گوئيم گفتند نميشود مقصود دلالت و راهنمائى باشد زيرا خدا آن را انجام داده و نميشود ما از او بخواهيم كارى را كه كرده و چون درخواست دلالت صحيح نيست بايد مقصود ايمان باشد و ايمان ما كار خدا باشد . پاسخ آنها : اينكه گفتند هدايت خواسته شده پس دو حال دارد يا دلالت است و يا ايمان خطا است زيرا جز آن هم باشد و آن سوم لطفها است كه چون خدا به بنده كند دلش براى ايمان روشنتر گردد . و اين گونه الطاف نباشند جز براى كسى كه ايمان آورده و هدايت شده و مىشود لطف خود هدايت باشد كه خدا تعالى فرمود : ( 17 - محمد ) و آنان كه هدايت شدند فزود هدايت آنان را .
--> ( 1 ) چون ارث بردن دو خواهر پدرى با وجود اولاد بنا بر قانون تعصيب است كه عامه معتقدند ولى در فقه شيعه با وجود فرزند به خواهر و برادر و جد ارث نرسد و ما زاد از فرض به فرزند برگردد ( مترجم )