أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

110

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

جواب گوئيم اين گفتار قرآنى بر سبيل حكايت از قرآنست كه از او حكايت شده و آن را بابى است مخصوص و ما بخشى از آن را شرح دهيم ان شاء اللَّه « 1 » فصل : در باره اراده خدا نسبت به كارهاى مردم اراده خدا نسبت به كارهاى مردم همان فرمانى است كه در باره كارهاى آنها صادر مىكند و اينكه ميگوئيم خدا از مردم چنين اراده كرده استعاره و مجاز است و معنى حقيقى اراده را ندارد و همچنين نسبت اراده بهر كسى در باره كارى كه از آن خود او نيست بر سبيل استعاره و مجاز است و اينكه كسى ميگويد فلانى از من خواسته و اراده كرده كه نزد او بروم مقصود اينست كه به من فرمان داده و مرا مسئول آن دانسته و مقصود از اينكه فلانى از من چنين اراده كرده اينست كه به من چنين فرمان داده و اينكه ميگوئيم خدا از بندگانش طاعت و فرمانبرى اراده كرده مقصود اينست كه آنها را بدان فرمان داده ( فرمان ارشادى ) و بسا كه بواژه اراده تعبير شود از تمنا و شهوت و دلخواه نسبت به چيزى بطور مجاز و توسع و كسى گويد : من اراده دارم كه چنين شود يعنى آرزو دارم ، و اينست كه من اراده آن را دارم يعنى خواهان آنم و دلم آن را ميخواهد و تعبير مجازى در واژه اراده بسيار است و اما كراهت خدا از چيزى بمعنى نهى وى از آنست و اين هم مجاز است مانند اراده منسوب به خدا اين را بدان . گفتار در باره خشم و خشنودى اين دو صفت بحقيقت جز در مخلوق نباشند زيرا خشم نفرت طبع است و

--> ( 1 ) مقصود اينست كه انجام فعل مىشود صورتهاى گوناگون داشته باشد و بهر گونه ايجاد شود معنائى دهد كه در گونه ديگر نباشد و اين اختلاف در كلام آدمى بحسب نيت و قصد او محقق مىشود و در كلام الهى بنفس ايجاد كلام محقق مىشود فافهم ( مترجم )