أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

109

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

دو اراده براى دو ضد كه حركت و سكونند در يك حال و اين محال است و تحقق سكون هم بىاراده در حال اراده حركت شدنى نيست و ثابت شد كه بازماندن آدمى از كارى كه ارادهء آن را كرده باطل و نشدنيست چنانچه شرح داديم « 1 » مسألة : اگر كسى گويد چون شما اراده خدا را خود كار او دانيد و اراده‌اى جز مراد براى او ندانيد چه معنا دارد كه ميگوئيد خدا در اين خبرش چنين اراده كرده و چنان اراده نكرده ، و عموم اراده كرده و خصوص اراده نكرده و خصوص اراده كرده و عموم اراده نكرده ؟ جواب : مقصود اينست كه در مقدور الهى اختيار بسيارى از چيزهاى گوناگون زمينه دارد و اينكه گوئيم چنين اراده كرده و چنان اراده نكرده يعنى جز از چنين را انجام داده و جز از چنان را انجام نداده ، و گفته چنينى كه از آن چنين فهم شود انجام داده و گفته چنانى كه از آن چنان فهم شود انجام نداده و به همين معنا است كه گوئيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ به قصد خواندن قرآن مىشود قرآن و اگر به قصد خواندن قرآن نباشد و براى شكر كردن خدا باشد همان كلمه شكر شود و قرآن نشود ، و مقصود اين نيست كه يك گفته باراده ما قرآن مىشود اگر خواستيم قرآن باشد و اگر خواستيم كلام ما مىشود و مقصود اينست كه ما ميتوانيم دو گفته انجام دهيم كه يكى حكايت قرآن باشد و يكى سخن انسان . اگر گويد : بنا بر اين وقتى قصد قرآن از گفتن الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ داريد پس قرآن ساختن در توان شما است ( با اينكه جن و انس نتوانند با كمك هم قرآن بسازند و مانند آن را بياورند چنانچه در آيهء 88 سورهء الاسراء است ) .

--> ( 1 ) اراده عبارت از توجه تام نفس است بانجام عمل پس از مقدماتى كه بايد چون تصور عمل و علم بصلاح و ميل بدان و مؤثر در اين توجه كه عزم و تصميم است اختيار آدمى است كه صفت ذاتى او است و به اين اعتبار اراده يك عمل نفسانى ناشى از اختيار است و تحقق عمل پس از آن لازم است و ما شرح مفصل آن را در شرح اصول كافى نوشتيم و بدان جا مراجعه شود .