أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
104
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
فعل باشد چون گويا فاعل ، مهربان ، روزى ده . سخنگو ، زيرا گوئى خدا كار خير كند و كار بد نكند و بمؤمن مهربانست و بكافر مهربان نيست . و بزيد روزى فراوان دهد و به عمرو ندهد و با موسى سخن گفته و با فرعون نگفته و اينها صفات افعالند كه تخصيص در آنها روا نباشد و اين روشن است . 3 - هر وصفى كه محال است بر آن و ضدش هر دو توانا باشد صفت ذات است چنانچه دانى كه محال است بگوئى خدا قادر است زنده باشد و زنده نباشد و ميتواند قادر باشد و قادر نباشد و ميتواند بداند و نداند و اينان صفات ذات باشند و اما اگر صفتى باشد كه درست درآيد توانا بر آن و بر ضدش باشد صفت فعل باشد ندانى كه ميتوانى گفت : خدا قادر است بكند و يا نكند و قادر است رحم كند و يا نكند و تواند روزى بدهد و يا ندهد و تواند سخن بگويد و يا نگويد و اينها صفات فعلند آن را بفهم . بيان صفات مجازى خداوند و اما آنچه خدا را بدان ستايند بطور مجاز و معنى حقيقى آن وصف مقصود نيست بسيار است چون مريد ( ارادهكننده ) غضبان ( خشمناك ) ، راضى ( خشنود ) محب ( دوستدار ) مبغض ( ناخشنود ) سميع ( شنوا ) و بصير ( بينا ) و رائى ( بيننده ) و مدرك ( دريافتكننده ) اينها اوصافى است كه از نظر عقل بايست خدا نيستند و ما در ستايش خداوند بدانها پيروى از نص شرعى و قرآن و سنت نمائيم كه بدانها خدا را وصف كردهاند و مقصود از آنها كه مأثورند معنى مجازى است و توسع در تعبير براى فهم عموم و مقصود از هر يك از آنها در ستايش پروردگار معناى غير حقيقى آنها است بدين تفصيل . 2 - گفتارى در باره وصف المريد بدان كه مريد و خواستار در حقيقت و در خرد كسى را سزد كه آهنگ يكى از دو كار مخالف هم كند كه جمع آنها نشايد و هر دو در خاطر او آيند و او قصد يكى از آنها كند و آن را برگزيند و به كار بندد نه ديگرى را و اين از اوصاف آفريدگار نيست