أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

103

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

افعال باشند « 1 » . فصل : در امتيازهاى صفات ذات و صفات فعل كه بسيارند 1 - بينديش در صفتى كه خدا را بدان موصوف سازى اگر در آن وابستگى به ديگرى نباشد آن صفت ذاتى است . چنانچه گوئيم : هست ؛ قديم است ، پاينده است ، زنده است و همچنان اگر وابستگى دارد بامرى كه وجودش لازم نباشد در تحقق آن صفت چون قادر كه مقصود توانائى بر كار است و بر مقدور ولى لازم نيست كه آن مقدور موجود باشد و بر اين روش است دانا و عالم كه وابسته بمعلومى است و مىشود كه آن معلوم نابود و غير موجود باشد و اما جز اين بخش از صفاتى كه وابسته‌اند به ديگرى كه بىوجود آن تحقق نيابند صفات فعل محسوب شوند . 2 - هر وصفى براى خدا آورى و روا نباشد آن را مخصوص حالت خاصى دانى و در حالى اثباتش كنى و در حالى نفى آن كنى صفت ذاتيه باشد چون موجود زنده ، توانا ، و دانا كه روا نباشد به هيچ وجه از خدا نفى شوند و حالت خاصى ندارند و هر صفتى كه خدا را بدان وصف كنى و تخصيص بحالى در آن روا است و در حالى آن را اثبات كنى و در حال ديگر نفى كنى يك بار گوئى هست و يك بار گوئى نيست آن صفت

--> ( 1 ) به شرحى كه مصنف ره در بارهء صفت متكلم و صادق گفته اين دو صفت از صفات فعل خدا باشند كه سخن را آفريند و موصوف به متكلم گردد و اگر آن سخن خبرى باشد و حكايت از يك واقعيتى كند موصوف به صادق گردد يعنى راستگو و اين دلالت دارد كه متكلم و صادق از صفات ذاتيه عينيه نباشند و كلام نفسى كه اشاعره بدان معتقدند درست نباشد و بقول آنان متكلم صفت ذاتيه است و قديم است و از اين رو قرآن را قديم دانند و حادث ندانند .