أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
93
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
شود گور تاريكتر بستر او * جدا زانچه ديروز جمعش نمايد « 1 » فصل : يادى از مرگ و قتل و فرق آن دو بدان كه مردن جز كشتهشدنست و دليل دو بودن آنها قول خدا عز و جل است 1 و 2 اگر مرد يا كشته شد ( يعنى پيغمبر ) و فرمايد : و اگر بميريد يا كشته شويد ( شما مسلمانان ) آيه 138 و 152 - آل عمران . 3 - فرمايد ، نه ميمردند و نه كشته ميشدند - 150 - سورهء آل عمران ، و نميشود آنها را حمل بر تأكيد و تكرار دو لفظ كرد بيك معنى « 2 » . دليل ديگر اينكه معلوم است خدا سبحانه قاتل كسى نباشد كه خود فرموده است و اگر كسى گويد خدا قاتل او است خردمندانش نكوهش كنند . مرگ و كشتن دو عارضهاند و جسم نيستند « 3 » . و استاد ما شيخ مفيد رضي الله عنه گفته : كشتن از ابزار زايد و جاى او جاى زندگى زندهها است و مرگ معنائى است ضد زندگى آفريده كار كن و نميشود در جسم درآيد ؛ گفته : اين عقيده شخص من است ، كشتن نزد همه عدليه از مقدورات بندهاى خداست و كسى جز خدا بر مرگ ( كه دريافت جانست ) توانا نباشد . تفسير و توجيه يك آيه اگر كسى پرسد از معنى قول خدا سبحانه ( 8 - سوره تكوير : و چون كه از دختران زنده بگور پرسش شود .
--> ( 1 ) متن برخى اشعار عربى و كم من صحيح بات للموت آمنا * اتته المنايا رقدة بعد ما هجع فلم يستطيع اذ جاءه الموت بغتة * فرارا و لا منه بحيلة انتفع ( 2 ) چون تأكيد در مورديست كه زمينه شك و ترديد در سخن باشد و در اينجا شك و ترديدى وجود ندارد كه نياز بتاكيد و تكرار باشد ، ( 3 ) انكار نسبت قتل به خدا با تعبيرات عرفى زبان عرب و عجم موافق نيست زيرا جمله قتله اللَّه در زبان عرب و خدا او را بكشد در زبان پارسى معمول است ( مترجم )