أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )
98
معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )
يارى كردن آن كس را كه يارى ميخواهد و ياورى ميجويد و تفقّد و احوال پرسى از همسايگان و خوشروئى با برادران و رعايت كردن شخص غايب در كسانى كه گذاشته يعنى اگر دوست او بسفرى رفته مراعات اهل و اولاد او كند نه آنكه چشم از ايشان بپوشاند و ملاحظه ايشان ننمايد و امانت را به صاحبش ردّ كند و در معامله حق را ادا كند و در معاشرت خوش خلقى كند و هنگام قدرت عفو كند ( 1 ) نه نفرند كه بخواب نميروند مريض بىطبيب صاحب مالى كه ترس بر مال خود داشته باشد شخص حيرانى كه در پى ريختن خون كسى باشد كسى كه غش در كار مردم كرده و آرزوى شرّ و بدى براى ايشان دارد جنگكنندهاى كه خوف از شبيخون دشمن داشته باشد مقروضى كه مال نداشته باشد عاشقى كه بمطلوب خود نرسيده باشد كسى كه بر بدى اهل خود اطّلاع يافته باشد كسى كه گرفتار بهتان شده باشد و مردم چشم از يارى او پوشيدهاند ( 2 ) حكيمى را گفتند كه نعمت چيست گفت نعمت در نه چيز است اوّل در توانگريست چه آنكه من ديدم فقير از زندگى خود نفعى نميبرد دوّم بودن در وطن است چه آنكه ديدم غريب از زندگى نفعى نميبرد سوّم در عزّت است چه آنكه ديدم بر ذليل و خوار زندگى خوش نميگذرد چهارم در امنيّت است چه آنكه ديدم در ترس خوش نميگذرد پنجم در جوانى است چه آنكه ديدم پير مرد از زندگى خود حظّى نميبرد ششم در صحّت است چه آنكه ديدم مريض از زندگى خود بهرهاى نميبرد هفتم معاشرت با اهل فضل است چه آنكه ديدم شخص تنها حظّى ندارد هشتم خلق خوش است چه آنكه ديدم بد خلق از