أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

83

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

ميان دو تن آتش افروختن * نه عقلست خود را در او سوختن ( 1 ) وصيّت كرد حكيمى فرزند خود را و گفت اى پسرك من خير و خوبى نيست در هفت چيز مگر آنكه مقرون بهفت چيز باشد خير و خوبى نيست در قول مگر با عمل نه در رؤيت و صورت مگر بعقل نه در پادشاهى مگر به خود و بخشش نه در رفاقت مگر بوفا نه در فقيه مگر بورع نه در عمل مگر بنيّت نه در زندگى مگر بصحّت و امنيّت ( 2 ) و بدان كه هفت چيز است كه عاقبت آن عقل را فاسد مىكند كفايت و كارگذارى كردن بطور تمام و كمال از حدّ تجاوز كردن در تعظيم و اجلال بيكار گذاشتن فكر ننگ داشتن از آموختن شرب خمر ملازمت زنان خلطه و آميزش كردن با نادانان ( 3 ) و هفت چيز است اى پسرك من كه نيكو نيست مهمل گذاشتن آنها يعنى دست از آنها برداشتن و قدر آنها را ندانستن و آن هفت چيز زن تو است مادامى كه با تو بسازد و موافقت كند معيشت تو است هر گاه كفايت كند ترا خانه تست هر گاه وسعت و گنجايش داشته باشد ترا جامه‌تست مادامى كه ترا بپوشاند ستور تست مادامى كه ترا حمل كند رفيق تست مادامى كه با تو با انصاف رفتار نمايد همنشين تست مادامى كه از تقصيرات تو اغماض كند و چشم بپوشاند ( 4 ) و بدان كه از براى فرزند تو بر تو هفت حقّست بايد اختيار كنى براى او مادر خوب يعنى هنگامى كه ميخواهى زن بگيرى زن عفيفه اصيله نجيبهء را اختيار كنى تا مادر اولادت خوب باشد و نام خوب هم بر او بگذارى دايه خوب براى او بگيرى بياموزى او را كتاب خدا خط و حساب شنا كردن ( 5 ) و بدان كه رفيق تو رفيق نميباشد مگر