الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

426

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

اين چه نورى بود كه از كفم خارج شد ؟ گفت : بكيفر پياده نشدنت براى يعقوب سالخورده نبوت از فرزندانت بر كنار شد ، و از نسل تو پيغمبرى نباشد . شرح - پيداست كه چنين خلافى نسبت بمردم عادى مستوجب چنان كيفرى نيست ، ولى پيغمبران بواسطه علو شأن و رفعت مقامشان بكوچكترين خلاف مورد عتاب ميشوند ، و نظم و دقت دستگاه حساب خدا مقتضى همين سنجش است . 16 - امام صادق عليه السّلام فرمود . هيچ بنده‌ئى نيست جز اينكه بر سرش لگامى است و فرشته‌ئى است كه آن را نگه ميدارد ، و هر گاه گردنكشى كند ، فرشته به او گويد : فروتنى كن - خدا پستت كند - سپس همواره نزد خود بزرگترين مردم و در چشم مردم خوارترين آنها باشد ، و هر گاه تواضع كند ، خداى عز و جل او را بالا برد ، و فرشته به او گويد : سرفراز باش - خدا سرافرازت كند - سپس همواره نزد خود كوچكترين مردم و در چشم مردم بالاترين آنها باشد . 17 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هيچ كس لاف بزرگى نزند جز بسبب ذلتى كه در خود ميبيند ، و در حديث ديگر است كه آن حضرت فرمود . مردى تكبر و گردنكشى نكند ، مگر به جهت ذلتى كه در خود مىبيند . شرح - كسى كه ميداند دانش ندارد ، در برابر مردم اظهار فضل و خودنمائى مىكند تا بدان وسيله نقص خود را جبران كند ، و كمالى براى خود بتراشد ، و حاصل مطلب اينكه انسان بطبع خويش خواهان ترقى و كمال و اظهار آن نزد همگنانست ، پس اگر در واقع و حقيقت ، شرف و كمالى داشته باشد ، هدف و منظورش تأمين مىشود ، و اگر آن كمال را نداشته باشد با خود نمائى و گردنفرازى بر مردم عيب خود را ميپوشاند و به خيال خويش هدفش را تأمين مىكند .