الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
342
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
جمعى مؤمن نما بمؤمنين حقيقى در آميخته و با آنها آميزش ميكنند و همان ايمان ظاهرى و پوشالى آنها سبب مىشود كه مؤمنين حقيقى آنها را از خود دانند و با آنها سخن گويند و انس گيرند و از بسيارى مخالفين خود وحشت نكنند . 6 - حمران بن اعين گويد : به امام باقر عليه السّلام عرضكردم : قربانت ، چه اندازه ما شيعه كم هستيم ، اگر در خوردن گوسفندى شركت كنيم آن را تمام نكنيم ، فرمود : خبرى شگفتتر از اين به تو نگويم ؟ مهاجرين و انصار ( پس از پيغمبر از حقيقت ايمان ) بيرون رفتند مگر - با انگشت اشاره كرد - سه تن ، ( سلمان و مقداد و ابو ذر ) حمران گويد : عرضكردم : قربانت . عمار چگونه بود ؟ فرمود : خدا رحمت كند : با اليقظان عمار را كه بيعت كرد و شهيد گشته شد . من با خود گفتم : چيزى بهتر از شهادت نيست ( پس چرا عمار هم مثل آن سه تن نباشد ؟ ) حضرت به من نگريست و فرمود : مثل اينكه تو فكر ميكنى عمار هم مانند آن سه تن است ، هيهات ، هيهات ( كه او مثل آنها باشد ) . 7 - على بن جعفر گويد : شنيدم امام كاظم عليه السّلام ميفرمود : چنين نيست كه هر كه بولايت ما معتقد شد مؤمن باشد ، بلكه آنها همدم مؤمنين قرار داده شدهاند . باب رضا بموهبت ايمان و سپس صبر بر همه چيز 1 - عبد الواحد بن مختار گويد : امام باقر عليه السّلام فرمود : اى عبد الواحد ! مردى كه داراى اين