الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
10
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
و سلامت باش آتش سرد و سلامت شد . اصحاب شمال گفتند : پروردگارا از لغزش ما درگذر و از نو بگير ، فرمود : از نو گرفتم ، داخل شويد ، ايشان برفتند و باز ترسيدند ، در آنجا فرمانبردارى و نافرمانى پا برجا گشت ، پس نه اين دسته توانند از آنها باشند و نه آنها توانند از اينها باشند . شرح - گويا مراد از آب و خاك مادهايست كه استعداد قبول اشكال مختلف دارد و نيز اين دو ماده در سرشت و خلقت انسان تركيب شده و مقصود از صفحه زمين ، مركز روئيدن غذاى انسانست كه نطفه از آن حاصل شود ، و مقصود از مالش گل امتزاج و اختلاط مواد اوليه تركيب انسانست ، به نحوى كه مزاج انسانى پيدا شود و مستعد حيات گردد ، و آميختن آب شور و شيرين به يكديگر ، كناية از امتزاج خير و شر و عقل و شهوت در سرشت انسانست . از اين رو با كمال ارتباط و علاقهاى كه پدر با پسر دارد ، گاهى پدر تابع عقل و هدايتها شود و پسر پيرو شهوات و وساوس گردد و يا بر عكس . اما راجع بعالم ذر ، در احاديث آينده توضيح بيشترى بيان مىشود . 2 - زراره گويد : مردى از امام باقر عليه السّلام در باره اين آيه پرسيد : « و چون پروردگارت از فرزندان آدم ، از پشتهايشان ، نژادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : چرا - تا آخر آيه 172 سوره 7 - » حضرت در حالى كه پدرش ميشنيد پاسخ داد . پدرم به من حديث فرمود كه : خداى عز و جل يك مشت از خاك زمينى كه آدم عليه السّلام را از آن آفريد برگرفت و آب گواراى فرات « 1 » بر آن بريخت ، و آن را چهل صباح به حال خود گذاشت ، سپس بر آن آب شور و تلخ ريخت و چهل صباح ديگر واگذاشت . چون آن گل خمير شد ، آن را برگرفت و بشدت ماليد ، آنگاه آدميان مانند مور از راست و چپش بجنبش در آمدند ، بهمگى دستور فرمود به آتش درآيند ، اصحاب يمين
--> ( 1 ) فرات : بسيار گوارا .